جلسه دوم – خـارج فقـه (اجـاره)- فقیه محقق، حجت‌الاسلام دکتر حشمدار (دام ظلّه)

مقتضای اصل (استصحاب):
چون اجرت از لحظهٔ عقد، ملک موجر می‌شود، اصل (استصحاب) می‌گوید این مالکیت تا زمان تلف باقی است؛ پس نظر مشهور تقویت می‌شود.

مقتضای قاعده (بررسی عقلی/فقهی، نه اصولی):
چهار احتمال درباره حکم اجاره هنگام تلف منفعت وجود دارد:

وجه اول: اجاره از زمان تلف باطل می‌شود (نه از زمان عقد) → مشهور.
وجه دوم (آقای خوئی): اجاره از ابتدا باطل است، چون منفعتِ واقعی در زمان عقد وجود نداشته.
وجه سوم: منفعت «مقدّر الوجود» است؛ نه موجود واقعی، نه معدوم مطلق.

وجه اول: بطلان از زمان تلف (نه از زمان عقد)

توضیح:
اجاره شبیه بیع در نظر گرفته می‌شود:
در بیع، اگر مبیع بعد از عقد و قبل از قبض تلف شود، بطلان از زمان تلف است، نه از اول.

در اجاره هم می‌گوییم:
تا وقتی خانه قابل استفاده است، عقد صحیح است؛ وقتی تلف شد، عقد از همان لحظه باطل می‌شود.

نتیجه:
اجرت‌ای که تا لحظهٔ تلف گذشته، مال موجر است.

مثال:

اجاره ۱۲ ماهه = ۱۲۰ میلیون
خانه ۴ ماه بعد نابود می‌شود
→ موجر مالک ۴۰ میلیون است
→ ۸۰ میلیون باید برگردد
→ قرارداد از زمان تلف باطل می‌شود.


وجه دوم – نظر مرحوم آیت‌الله خوئی: بطلان از ابتدا

توضیح ساده:
قیاس اجاره به بیع غلط است؛ چون در اجاره «منفعت» وجود قار ندارد (مثل یک کالای موجود نیست).
وقتی منفعت در آینده است و هنوز تحقق پیدا نکرده، تملیک واقعی نیست.

پس اگر عین تلف شود و منفعت اصلاً به‌وجود نیاید:

کشف می‌شود که از ابتدا معامله بر معدوم بوده → اجاره از اول باطل است.

مثال:

خانه را برای یک سال اجاره دادند، اما خانه در پایان ماه اول نابود شد.
خوئی می‌گوید:
چون منفعت واقعی وجود نداشت، معامله از اول باطل بوده.
=> کل اجاره باید برگردد.


وجه سوم: منفعت «مقدّره الوجود» است

توضیح ساده:

می‌گوییم منفعت نه مثل یک شیء موجود است، نه کاملاً معدوم.
بلکه «مقدّر الوجود» است؛ یعنی:

قابلیتِ وجود دارد.

وقتی عقد اجاره بسته می‌شود، موجر این «قابلیت منفعت» را به مستأجر تملیک می‌کند.

اما مشکل:
اگر خانه قبل از آنکه منفعت محقق شود خراب شود، دیگر قدرت بر تسلیم منفعت وجود ندارد؛ پس اجاره مشکل پیدا می‌کند.

مثال:

خانه‌ای که قابلیت سکونت دارد، منفعتش «مقدّر الوجود» است.
اگر قبل از اینکه مستأجر استفاده کند، خانه ویران شود، این قابلیت هم نابود شده.

مقتضای اصل (استصحاب):
چون اجرت از لحظهٔ عقد، ملک موجر می‌شود، اصل (استصحاب) می‌گوید این مالکیت تا زمان تلف باقی است؛ پس نظر مشهور تقویت می‌شود.

مقتضای قاعده (بررسی عقلی/فقهی، نه اصولی):
چهار احتمال درباره حکم اجاره هنگام تلف منفعت وجود دارد:

وجه اول: اجاره از زمان تلف باطل می‌شود (نه از زمان عقد) → مشهور.
وجه دوم (آقای خوئی): اجاره از ابتدا باطل است، چون منفعتِ واقعی در زمان عقد وجود نداشته.
وجه سوم: منفعت «مقدّر الوجود» است؛ نه موجود واقعی، نه معدوم مطلق.

وجه اول: بطلان از زمان تلف (نه از زمان عقد)

توضیح:
اجاره شبیه بیع در نظر گرفته می‌شود:
در بیع، اگر مبیع بعد از عقد و قبل از قبض تلف شود، بطلان از زمان تلف است، نه از اول.

در اجاره هم می‌گوییم:
تا وقتی خانه قابل استفاده است، عقد صحیح است؛ وقتی تلف شد، عقد از همان لحظه باطل می‌شود.

نتیجه:
اجرت‌ای که تا لحظهٔ تلف گذشته، مال موجر است.

مثال:

اجاره ۱۲ ماهه = ۱۲۰ میلیون
خانه ۴ ماه بعد نابود می‌شود
→ موجر مالک ۴۰ میلیون است
→ ۸۰ میلیون باید برگردد
→ قرارداد از زمان تلف باطل می‌شود.


وجه دوم – نظر مرحوم آیت‌الله خوئی: بطلان از ابتدا

توضیح ساده:
قیاس اجاره به بیع غلط است؛ چون در اجاره «منفعت» وجود قار ندارد (مثل یک کالای موجود نیست).
وقتی منفعت در آینده است و هنوز تحقق پیدا نکرده، تملیک واقعی نیست.

پس اگر عین تلف شود و منفعت اصلاً به‌وجود نیاید:

کشف می‌شود که از ابتدا معامله بر معدوم بوده → اجاره از اول باطل است.

مثال:

خانه را برای یک سال اجاره دادند، اما خانه در پایان ماه اول نابود شد.
خوئی می‌گوید:
چون منفعت واقعی وجود نداشت، معامله از اول باطل بوده.
=> کل اجاره باید برگردد.


وجه سوم: منفعت «مقدّره الوجود» است

توضیح ساده:

می‌گوییم منفعت نه مثل یک شیء موجود است، نه کاملاً معدوم.
بلکه «مقدّر الوجود» است؛ یعنی:

قابلیتِ وجود دارد.

وقتی عقد اجاره بسته می‌شود، موجر این «قابلیت منفعت» را به مستأجر تملیک می‌کند.

اما مشکل:
اگر خانه قبل از آنکه منفعت محقق شود خراب شود، دیگر قدرت بر تسلیم منفعت وجود ندارد؛ پس اجاره مشکل پیدا می‌کند.

مثال:

خانه‌ای که قابلیت سکونت دارد، منفعتش «مقدّر الوجود» است.
اگر قبل از اینکه مستأجر استفاده کند، خانه ویران شود، این قابلیت هم نابود شده.

با کلیک روی عکس،  سوال خود را یطور خودکار درواتساپ طرح نمایید وپاسخ رایگان دریافت نمایید