پس از بررسی برائت، احتیاط، تخییر و استصحاب و تعیین قلمرو آنها، اصولیان به سراغ این پرسش میروند که جایگاه اصول عملیه دقیقاً کجاست. آیا این اصول فقط زمانی به کار میآیند که مکلف در حکم یا موضوع شک دارد، یا اینکه در موارد علم نیز میتوانند نقشی ایفا کنند.
تحلیل نشان میدهد که اصول عملیه اساساً برای رفع حیرت در مقام شک وضع شدهاند. یعنی وقتی دلیل لفظی یا قطعی در دست نیست و مکلف نمیداند تکلیف چیست، این اصول وارد عمل میشوند. در مقام علم، جایی برای اصول عملیه نیست، زیرا علم خود حجت است و تکلیف را روشن میکند.
ثمره این بحث در فقه آن است که اگر مکلف یقین به وجوب یا حرمت چیزی دارد، نمیتواند به برائت یا احتیاط یا استصحاب تمسک کند. این اصول فقط در موارد شک جریان دارند و کارکردشان رفع سرگردانی مکلف است.
نتیجه این است که اصول عملیه اختصاص به مقام شک دارند و در مقام علم هیچ نقشی ندارند. این نکته جایگاه آنها را در منظومه اصول فقه مشخص میکند و مانع از خلط میان حجتهای علمی و اصول عملی میشود.
پس از بررسی برائت، احتیاط، تخییر و استصحاب و تعیین قلمرو آنها، اصولیان به سراغ این پرسش میروند که جایگاه اصول عملیه دقیقاً کجاست. آیا این اصول فقط زمانی به کار میآیند که مکلف در حکم یا موضوع شک دارد، یا اینکه در موارد علم نیز میتوانند نقشی ایفا کنند.
تحلیل نشان میدهد که اصول عملیه اساساً برای رفع حیرت در مقام شک وضع شدهاند. یعنی وقتی دلیل لفظی یا قطعی در دست نیست و مکلف نمیداند تکلیف چیست، این اصول وارد عمل میشوند. در مقام علم، جایی برای اصول عملیه نیست، زیرا علم خود حجت است و تکلیف را روشن میکند.
ثمره این بحث در فقه آن است که اگر مکلف یقین به وجوب یا حرمت چیزی دارد، نمیتواند به برائت یا احتیاط یا استصحاب تمسک کند. این اصول فقط در موارد شک جریان دارند و کارکردشان رفع سرگردانی مکلف است.
نتیجه این است که اصول عملیه اختصاص به مقام شک دارند و در مقام علم هیچ نقشی ندارند. این نکته جایگاه آنها را در منظومه اصول فقه مشخص میکند و مانع از خلط میان حجتهای علمی و اصول عملی میشود.
سامانه مشاوره رایگان قضایی جمهوری اسلامی ایران حجت الاسلام و المسلمین دکتر حشمدار