در این درس وارد بحث اصلی «تخصیص عام» میشویم؛ یعنی اینکه چگونه دلیل خاص، دایره دلیل عام را محدود میکند. این بحث یکی از پرکاربردترین مباحث اصول است و در فقه، تقریباً در هر باب نمونههای فراوان دارد.
۱. معنای تخصیص تخصیص یعنی خارج کردن بعض افراد از شمول عام. مثال: أکرم العلماء اگر گفته شود: لا تکرم الفساق من العلماء این جمله، عام را تخصیص میزند و فاسقان را از حکم خارج میکند.
پس تخصیص یعنی تضییق دایره عام.
۲. چرا خاص بر عام مقدم است اصولیان چند دلیل برای تقدیم خاص بر عام ذکر کردهاند:
الف) ظهور خاص اقوی از ظهور عام است خاص دلالت روشنتری دارد، چون درباره مورد مشخص سخن میگوید. عام دلالت گسترده دارد، اما این گستردگی با یک دلیل خاص محدود میشود.
ب) عرف خاص را مقدم میداند اگر کسی بگوید: به همه مهمانها غذا بده و بعد بگوید: به علی غذا نده عرف میفهمد که علی از حکم اول خارج است.
ج) جمع عرفی تعارضی میان عام و خاص نیست؛ بلکه عرف آنها را کنار هم مینشاند و نتیجه میگیرد که عام در غیر مورد خاص جاری است.
۳. اقسام تخصیص اصولیان تخصیص را به دو دسته تقسیم میکنند:
الف) تخصیص متصل خاص در همان جمله عام میآید. مثل: أکرم العلماء إلا الفساق این نوع تخصیص روشن و بیابهام است.
ب) تخصیص منفصل خاص در جملهای جداگانه میآید. مثل: أکرم العلماء و در روایت دیگری: لا تکرم الفساق من العلماء این نوع تخصیص محل بحثهای دقیقتری است.
۴. آیا تخصیص منفصل نیاز به قرینه دارد اصولیان میگویند: نه، نیاز به قرینه ندارد. چون عرف بهطور طبیعی خاص را بر عام مقدم میکند. پس اگر خاص بعداً برسد، عام را محدود میکند.
۵. آیا تخصیص عام موجب مجاز شدن عام میشود این یکی از بحثهای مشهور میان اصولیان است.
دو نظر وجود دارد:
الف) نظر مشهور: عام بعد از تخصیص، مجاز نمیشود چون عام از ابتدا برای شمول وضع نشده، بلکه ظهور عرفی در شمول دارد. وقتی خاص آمد، فقط ظهور آن محدود میشود، نه اینکه لفظ از معنای حقیقی خارج شود.
ب) نظر قدما: عام بعد از تخصیص، مجاز میشود چون عام برای شمول وضع شده و وقتی بعض افراد خارج شوند، استعمال آن مجازی میشود.
نظر مشهور متأخرین همان قول اول است.
۶. آیا تخصیص عام میتواند زیاد باشد بله، تخصیص عام میتواند متعدد باشد. مثال: أکرم العلماء خاص اول: لا تکرم الفساق خاص دوم: لا تکرم الصبیان خاص سوم: لا تکرم الجهال عرف همه اینها را میپذیرد و عام را محدود میکند.
۷. آیا تخصیص عام میتواند اکثر افراد را خارج کند این بحث مهمی است و در درس بعدی مفصل بررسی میشود. اما اجمالاً: اگر تخصیص به حدی برسد که عرف بگوید این لفظ دیگر عام نیست، تخصیص پذیرفته نمیشود
در این درس وارد بحث اصلی «تخصیص عام» میشویم؛ یعنی اینکه چگونه دلیل خاص، دایره دلیل عام را محدود میکند. این بحث یکی از پرکاربردترین مباحث اصول است و در فقه، تقریباً در هر باب نمونههای فراوان دارد.
۱. معنای تخصیص تخصیص یعنی خارج کردن بعض افراد از شمول عام. مثال: أکرم العلماء اگر گفته شود: لا تکرم الفساق من العلماء این جمله، عام را تخصیص میزند و فاسقان را از حکم خارج میکند.
پس تخصیص یعنی تضییق دایره عام.
۲. چرا خاص بر عام مقدم است اصولیان چند دلیل برای تقدیم خاص بر عام ذکر کردهاند:
الف) ظهور خاص اقوی از ظهور عام است خاص دلالت روشنتری دارد، چون درباره مورد مشخص سخن میگوید. عام دلالت گسترده دارد، اما این گستردگی با یک دلیل خاص محدود میشود.
ب) عرف خاص را مقدم میداند اگر کسی بگوید: به همه مهمانها غذا بده و بعد بگوید: به علی غذا نده عرف میفهمد که علی از حکم اول خارج است.
ج) جمع عرفی تعارضی میان عام و خاص نیست؛ بلکه عرف آنها را کنار هم مینشاند و نتیجه میگیرد که عام در غیر مورد خاص جاری است.
۳. اقسام تخصیص اصولیان تخصیص را به دو دسته تقسیم میکنند:
الف) تخصیص متصل خاص در همان جمله عام میآید. مثل: أکرم العلماء إلا الفساق این نوع تخصیص روشن و بیابهام است.
ب) تخصیص منفصل خاص در جملهای جداگانه میآید. مثل: أکرم العلماء و در روایت دیگری: لا تکرم الفساق من العلماء این نوع تخصیص محل بحثهای دقیقتری است.
۴. آیا تخصیص منفصل نیاز به قرینه دارد اصولیان میگویند: نه، نیاز به قرینه ندارد. چون عرف بهطور طبیعی خاص را بر عام مقدم میکند. پس اگر خاص بعداً برسد، عام را محدود میکند.
۵. آیا تخصیص عام موجب مجاز شدن عام میشود این یکی از بحثهای مشهور میان اصولیان است.
دو نظر وجود دارد:
الف) نظر مشهور: عام بعد از تخصیص، مجاز نمیشود چون عام از ابتدا برای شمول وضع نشده، بلکه ظهور عرفی در شمول دارد. وقتی خاص آمد، فقط ظهور آن محدود میشود، نه اینکه لفظ از معنای حقیقی خارج شود.
ب) نظر قدما: عام بعد از تخصیص، مجاز میشود چون عام برای شمول وضع شده و وقتی بعض افراد خارج شوند، استعمال آن مجازی میشود.
نظر مشهور متأخرین همان قول اول است.
۶. آیا تخصیص عام میتواند زیاد باشد بله، تخصیص عام میتواند متعدد باشد. مثال: أکرم العلماء خاص اول: لا تکرم الفساق خاص دوم: لا تکرم الصبیان خاص سوم: لا تکرم الجهال عرف همه اینها را میپذیرد و عام را محدود میکند.
۷. آیا تخصیص عام میتواند اکثر افراد را خارج کند این بحث مهمی است و در درس بعدی مفصل بررسی میشود. اما اجمالاً: اگر تخصیص به حدی برسد که عرف بگوید این لفظ دیگر عام نیست، تخصیص پذیرفته نمیشود
سامانه مشاوره رایگان قضایی جمهوری اسلامی ایران حجت الاسلام و المسلمین دکتر حشمدار