ادوات عموم اصولیان برای تشخیص الفاظ عام، نخست سراغ ادواتی میروند که ذاتاً یا عرفاً بر شمول دلالت دارند. در این درس، مهمترین ادوات عموم را معرفی میکنیم و نوع دلالت هرکدام را توضیح میدهیم.
۱. لفظ کل کل از روشنترین ادوات عموم است. هرگاه بر سر یک اسم بیاید، همه افراد آن اسم را شامل میشود. مثل: کل انسان، کل عالم، کل شیء. دلالت کل بر عموم، دلالت وضعی است؛ یعنی خود لفظ برای شمول وضع شده.
۲. لفظ جمیع جمیع نیز مانند کل، دلالت بر شمول دارد. جمیع العلماء یعنی همه علما. دلالت آن نیز وضعی است.
۳. الف و لام جنس وقتی الف و لام بر سر اسم جنس بیاید، دلالت بر عموم دارد. مثل: الرجل، المؤمنون، الناس. این دلالت، عرفی است نه وضعی؛ یعنی عرف از آن شمول میفهمد، نه اینکه خود لفظ برای عموم وضع شده باشد.
۴. اسماء موصول من، ما، الذی، التی اینها نیز دلالت بر عموم دارند، چون هر فردی که تحت عنوان موصول قرار گیرد، داخل در حکم است. مثل: من یعمل سوءاً یجز به هر کسی که بدی کند، جزا میبیند.
۵. نکره در سیاق نفی یا نهی نکره اگر در نفی یا نهی بیاید، دلالت بر عموم دارد. مثل: لا رجل فی الدار یعنی هیچ مردی در خانه نیست. یا: لا تکرم أحداً یعنی هیچکس را اکرام نکن.
۶. الفاظ جمع معرفه مثل: المسلمون، المؤمنات، العلماء اینها نیز دلالت بر عموم دارند، چون جمع معرفه در عرف شامل همه افراد است.
۷. ادات شرط گاهی ادات شرط نیز دلالت بر عموم میکنند، چون هر فردی که شرط بر او صدق کند، داخل در حکم است. مثل: إن جاءک رجل فأکرمه هر مردی که بیاید، اکرامش کن.
نکته مهم ادوات عموم از نظر اصولیان دو دستهاند: الف) آنچه دلالت وضعی بر عموم دارد (مثل کل و جمیع) ب) آنچه دلالت عرفی بر عموم دارد (مثل الف و لام جنس)
این تفاوت در مباحث تخصیص و تعارض ادله اهمیت پیدا میکند
ادوات عموم اصولیان برای تشخیص الفاظ عام، نخست سراغ ادواتی میروند که ذاتاً یا عرفاً بر شمول دلالت دارند. در این درس، مهمترین ادوات عموم را معرفی میکنیم و نوع دلالت هرکدام را توضیح میدهیم.
۱. لفظ کل کل از روشنترین ادوات عموم است. هرگاه بر سر یک اسم بیاید، همه افراد آن اسم را شامل میشود. مثل: کل انسان، کل عالم، کل شیء. دلالت کل بر عموم، دلالت وضعی است؛ یعنی خود لفظ برای شمول وضع شده.
۲. لفظ جمیع جمیع نیز مانند کل، دلالت بر شمول دارد. جمیع العلماء یعنی همه علما. دلالت آن نیز وضعی است.
۳. الف و لام جنس وقتی الف و لام بر سر اسم جنس بیاید، دلالت بر عموم دارد. مثل: الرجل، المؤمنون، الناس. این دلالت، عرفی است نه وضعی؛ یعنی عرف از آن شمول میفهمد، نه اینکه خود لفظ برای عموم وضع شده باشد.
۴. اسماء موصول من، ما، الذی، التی اینها نیز دلالت بر عموم دارند، چون هر فردی که تحت عنوان موصول قرار گیرد، داخل در حکم است. مثل: من یعمل سوءاً یجز به هر کسی که بدی کند، جزا میبیند.
۵. نکره در سیاق نفی یا نهی نکره اگر در نفی یا نهی بیاید، دلالت بر عموم دارد. مثل: لا رجل فی الدار یعنی هیچ مردی در خانه نیست. یا: لا تکرم أحداً یعنی هیچکس را اکرام نکن.
۶. الفاظ جمع معرفه مثل: المسلمون، المؤمنات، العلماء اینها نیز دلالت بر عموم دارند، چون جمع معرفه در عرف شامل همه افراد است.
۷. ادات شرط گاهی ادات شرط نیز دلالت بر عموم میکنند، چون هر فردی که شرط بر او صدق کند، داخل در حکم است. مثل: إن جاءک رجل فأکرمه هر مردی که بیاید، اکرامش کن.
نکته مهم ادوات عموم از نظر اصولیان دو دستهاند: الف) آنچه دلالت وضعی بر عموم دارد (مثل کل و جمیع) ب) آنچه دلالت عرفی بر عموم دارد (مثل الف و لام جنس)
این تفاوت در مباحث تخصیص و تعارض ادله اهمیت پیدا میکند
سامانه مشاوره رایگان قضایی جمهوری اسلامی ایران حجت الاسلام و المسلمین دکتر حشمدار