پس از روشن شدن نسبت اصول عملیه با امارات و جایگاه آنها در اجتهاد، اصولیان به این پرسش میرسند که آیا این اصول بدون هیچ قید و شرطی در هر مورد شک جاری میشوند یا اینکه جریان آنها نیازمند ضوابطی است.
تحلیل نشان میدهد که هر اصل عملی شرایط خاص خود را دارد:
- برائت تنها در جایی جاری میشود که شک در اصل تکلیف باشد و هیچ دلیل الزامآور وجود نداشته باشد.
- احتیاط در مواردی جریان دارد که احتمال تکلیف مهم وجود داشته باشد و ترک آن موجب خوف عقاب گردد.
- تخییر فقط در تزاحم دو تکلیف همعرض و بدون ترجیح مطرح میشود.
- استصحاب نیازمند یقین سابق است و بدون آن جریان ندارد.
ثمره این بحث آن است که مکلف نمیتواند در هر شک بهطور خودکار به یکی از اصول عملیه رجوع کند، بلکه باید شرایط جریان آن اصل را بررسی کند. این ضوابط مانع از سوءاستفاده یا خلط میان اصول میشود و نظم دستگاه اصول فقه را حفظ میکند.
نتیجه این است که اصول عملیه تنها در چارچوب شرایط خاص خود جریان دارند و همین ضوابط، جایگاه آنها را در منظومه اصول فقه دقیق و منسجم میسازد.
پس از روشن شدن نسبت اصول عملیه با امارات و جایگاه آنها در اجتهاد، اصولیان به این پرسش میرسند که آیا این اصول بدون هیچ قید و شرطی در هر مورد شک جاری میشوند یا اینکه جریان آنها نیازمند ضوابطی است.
تحلیل نشان میدهد که هر اصل عملی شرایط خاص خود را دارد:
- برائت تنها در جایی جاری میشود که شک در اصل تکلیف باشد و هیچ دلیل الزامآور وجود نداشته باشد.
- احتیاط در مواردی جریان دارد که احتمال تکلیف مهم وجود داشته باشد و ترک آن موجب خوف عقاب گردد.
- تخییر فقط در تزاحم دو تکلیف همعرض و بدون ترجیح مطرح میشود.
- استصحاب نیازمند یقین سابق است و بدون آن جریان ندارد.
ثمره این بحث آن است که مکلف نمیتواند در هر شک بهطور خودکار به یکی از اصول عملیه رجوع کند، بلکه باید شرایط جریان آن اصل را بررسی کند. این ضوابط مانع از سوءاستفاده یا خلط میان اصول میشود و نظم دستگاه اصول فقه را حفظ میکند.
نتیجه این است که اصول عملیه تنها در چارچوب شرایط خاص خود جریان دارند و همین ضوابط، جایگاه آنها را در منظومه اصول فقه دقیق و منسجم میسازد.
سامانه مشاوره رایگان قضایی جمهوری اسلامی ایران حجت الاسلام و المسلمین دکتر حشمدار