وقتی دلیل لفظی نداریم یا دلیل لفظی مردد است، مکلف چه باید بکند؟ آیا اصل بر «برائت» است یا «احتیاط» یا «تخییر» یا «استصحاب»؟

در این درس وارد اصول عملیه می‌شویم؛ یعنی قواعدی که وظیفه مکلف را در حالت شک در حکم مشخص می‌کنند. این اصول چهارگانه ستون دوم اصول فقه‌اند و نقش آنها زمانی آغاز می‌شود که:

  • دلیل لفظی نداریم
  • یا دلیل لفظی مجمل است
  • یا تعارض کرده و نتیجه‌ای نداده
  • یا موضوع مشکوک است
  • یا حکم واقعی قابل دسترسی نیست

در چنین شرایطی، شارع برای رفع تحیّر مکلف، اصول عملیه را جعل کرده است.

۱. اصول عملیه چیست اصول عملیه یعنی قواعدی که وظیفه عملی مکلف را در حالت شک تعیین می‌کنند، نه اینکه حکم واقعی را کشف کنند.

پس اصول عملیه:

  • کاشف از حکم واقعی نیستند
  • بلکه «وظیفه ظاهری» را تعیین می‌کنند
  • و فقط برای رفع تحیّر مکلف‌اند

این تفاوت آنها با «امارات» است که کاشف از حکم واقعی‌اند.

۲. اقسام اصول عملیه اصولیان اصول عملیه را چهار دسته می‌دانند:

۱) برائت ۲) احتیاط ۳) تخییر ۴) استصحاب

این چهار اصل، تمام حالات شک را پوشش می‌دهند.

۳. اصل اول: برائت برائت یعنی: اگر شک در تکلیف داریم و دلیل الزام نداریم، اصل بر عدم تکلیف است.

مثال: نمی‌دانیم نماز جمعه واجب است یا نه. اصل: عدم وجوب.

برائت مخصوص مواردی است که:

  • شک در تکلیف باشد
  • و دلیل الزام وجود نداشته باشد
  • و شک ناشی از «نقص دلیل» باشد

۴. اصل دوم: احتیاط احتیاط یعنی: اگر احتمال تکلیف مهم وجود دارد و ترک آن احتمالاً موجب مخالفت با تکلیف واقعی می‌شود، باید احتیاط کرد.

مثال: نمی‌دانیم این مایع نجس است یا پاک، و تماس با آن احتمالاً موجب نجاست می‌شود. اصل: احتیاط.

احتیاط مخصوص مواردی است که:

  • احتمال تکلیف مهم باشد
  • یا احتمال ضرر مهم باشد
  • یا دلیل برائت جاری نباشد

۵. اصل سوم: تخییر تخییر یعنی: اگر دو حکم متعارض داریم و هیچ‌کدام بر دیگری ترجیح ندارد، مکلف مخیّر است.

مثال: دو روایت متعارض داریم: یکی می‌گوید نماز جمعه واجب است دیگری می‌گوید واجب نیست و هیچ مرجحی وجود ندارد. اصل: تخییر.

۶. اصل چهارم: استصحاب استصحاب یعنی: حالت سابق را تا زمانی که خلافش ثابت نشده، باقی می‌دانیم.

مثال: قبلاً یقین داشتیم آب پاک است الآن شک داریم نجس شده یا نه اصل: پاکی باقی است.

استصحاب مخصوص مواردی است که:

  • حالت سابق معلوم باشد
  • و شک در بقاء آن باشد

۷. چرا اصول عملیه بعد از مباحث الفاظ می‌آیند چون اصول عملیه فقط وقتی مطرح می‌شوند که:

  • دلالت‌های لفظی نتیجه ندهند
  • یا دلیل لفظی وجود نداشته باشد
  • یا تعارض کرده باشند
  • یا مجمل باشند

پس اصول عملیه «مرحله دوم» اصول فقه‌اند

در این درس وارد اصول عملیه می‌شویم؛ یعنی قواعدی که وظیفه مکلف را در حالت شک در حکم مشخص می‌کنند. این اصول چهارگانه ستون دوم اصول فقه‌اند و نقش آنها زمانی آغاز می‌شود که:

  • دلیل لفظی نداریم
  • یا دلیل لفظی مجمل است
  • یا تعارض کرده و نتیجه‌ای نداده
  • یا موضوع مشکوک است
  • یا حکم واقعی قابل دسترسی نیست

در چنین شرایطی، شارع برای رفع تحیّر مکلف، اصول عملیه را جعل کرده است.

۱. اصول عملیه چیست اصول عملیه یعنی قواعدی که وظیفه عملی مکلف را در حالت شک تعیین می‌کنند، نه اینکه حکم واقعی را کشف کنند.

پس اصول عملیه:

  • کاشف از حکم واقعی نیستند
  • بلکه «وظیفه ظاهری» را تعیین می‌کنند
  • و فقط برای رفع تحیّر مکلف‌اند

این تفاوت آنها با «امارات» است که کاشف از حکم واقعی‌اند.

۲. اقسام اصول عملیه اصولیان اصول عملیه را چهار دسته می‌دانند:

۱) برائت ۲) احتیاط ۳) تخییر ۴) استصحاب

این چهار اصل، تمام حالات شک را پوشش می‌دهند.

۳. اصل اول: برائت برائت یعنی: اگر شک در تکلیف داریم و دلیل الزام نداریم، اصل بر عدم تکلیف است.

مثال: نمی‌دانیم نماز جمعه واجب است یا نه. اصل: عدم وجوب.

برائت مخصوص مواردی است که:

  • شک در تکلیف باشد
  • و دلیل الزام وجود نداشته باشد
  • و شک ناشی از «نقص دلیل» باشد

۴. اصل دوم: احتیاط احتیاط یعنی: اگر احتمال تکلیف مهم وجود دارد و ترک آن احتمالاً موجب مخالفت با تکلیف واقعی می‌شود، باید احتیاط کرد.

مثال: نمی‌دانیم این مایع نجس است یا پاک، و تماس با آن احتمالاً موجب نجاست می‌شود. اصل: احتیاط.

احتیاط مخصوص مواردی است که:

  • احتمال تکلیف مهم باشد
  • یا احتمال ضرر مهم باشد
  • یا دلیل برائت جاری نباشد

۵. اصل سوم: تخییر تخییر یعنی: اگر دو حکم متعارض داریم و هیچ‌کدام بر دیگری ترجیح ندارد، مکلف مخیّر است.

مثال: دو روایت متعارض داریم: یکی می‌گوید نماز جمعه واجب است دیگری می‌گوید واجب نیست و هیچ مرجحی وجود ندارد. اصل: تخییر.

۶. اصل چهارم: استصحاب استصحاب یعنی: حالت سابق را تا زمانی که خلافش ثابت نشده، باقی می‌دانیم.

مثال: قبلاً یقین داشتیم آب پاک است الآن شک داریم نجس شده یا نه اصل: پاکی باقی است.

استصحاب مخصوص مواردی است که:

  • حالت سابق معلوم باشد
  • و شک در بقاء آن باشد

۷. چرا اصول عملیه بعد از مباحث الفاظ می‌آیند چون اصول عملیه فقط وقتی مطرح می‌شوند که:

  • دلالت‌های لفظی نتیجه ندهند
  • یا دلیل لفظی وجود نداشته باشد
  • یا تعارض کرده باشند
  • یا مجمل باشند

پس اصول عملیه «مرحله دوم» اصول فقه‌اند

با کلیک روی عکس،  سوال خود را یطور خودکار درواتساپ طرح نمایید وپاسخ رایگان دریافت نمایید

Check Also

آیا استصحاب در شبهات حکمیه، هنگامی که یقین سابق به حکم کلی داریم ولی شک در بقای آن ناشی از احتمال تعارض با اجماع یا شهرت فتوایی باشد، جریان دارد یا خیر؟

اصولیان در اینجا دو دیدگاه دارند. برخی معتقدند که استصحاب در فرض تعارض با اجماع …