در این درس وارد بحث «تعارض عام و مطلق» میشویم؛ یعنی بررسی اینکه اگر یک دلیل شمول دارد (عام) و دلیل دیگر فقط اطلاق دارد (مطلق)، در مقام جمع کدامیک مقدم است و چرا.
۱. تعریف مطلق مطلق لفظی است که بدون قید آمده و بر طبیعت بدون هیچ محدودیتی دلالت میکند. مثل: أعتق رقبة رقبه یعنی هر بردهای، بدون قید ایمان، عدالت، سلامت و غیره.
مطلق شمول ندارد، بلکه فقط «عدم تقیید» دارد.
۲. تفاوت عام و مطلق اصولیان تأکید میکنند که عام و مطلق دو دلالت متفاوتاند:
الف) عام دلالت بر شمول دارد یعنی همه افراد طبیعت را شامل میشود.
ب) مطلق دلالت بر عدم تقیید دارد یعنی طبیعت را بدون قید میگیرد، اما شمول آن به اندازه افراد طبیعت است، نه بهخاطر دلالت لفظی.
به بیان دیگر: عام شمول را میرساند مطلق فقط بیقیدی را میرساند.
۳. نسبت عام و مطلق نسبت میان عام و مطلق، نسبت «عموم و خصوص مطلق» نیست. چرا؟ چون مطلق اصلاً دلالت بر شمول ندارد تا با عام مقایسه شود. مطلق فقط طبیعت را بدون قید میگیرد.
مثال: عام: أکرم العلماء مطلق: أکرم عالماً این دو نسبتشان تقابل نیست، بلکه هرکدام دلالت متفاوتی دارند.
۴. اگر عام و مطلق با هم برخورد کنند، کدام مقدم است اصولیان میگویند: عام مقدم است، و مطلق باید مقید شود.
چرا؟ چون عام ظهور در شمول دارد اما مطلق ظهور در بیقیدی دارد و ظهور شمول اقوی از ظهور بیقیدی است.
پس اگر عام و مطلق در یک مورد مشترک باشند، مطلق مقید به عام میشود.
۵. مثال روشن عام: لا تکرم الفساق مطلق: أکرم عالماً در اینجا عالم فاسق تحت هر دو قرار میگیرد. عام میگوید اکرام نکن مطلق میگوید اکرام کن
عرف چه میگوید؟ عرف مطلق را مقید میکند: أکرم عالماً عادلاً و عالم فاسق را خارج میکند.
پس عام مقدم است.
۶. چرا عام مقدم است اصولیان چند دلیل ذکر کردهاند:
الف) ظهور عام اقوی است عام شمول را میرساند، اما مطلق فقط عدم تقیید را.
ب) جمع عرفی عرف همیشه مطلق را با عام جمع میکند و مطلق را مقید میسازد.
ج) مطلق ظرفیت تقیید دارد مطلق ذاتاً قابل تقیید است، اما عام ذاتاً قابل تخصیص است. در برخورد این دو، تقیید آسانتر و عرفیتر است.
۷. آیا مطلق میتواند عام را تخصیص بزند اصولیان میگویند: نه، مطلق قدرت تخصیص ندارد. چون مطلق اصلاً ظهور در نفی ندارد. پس نمیتواند ظهور عام را محدود کند.
این نکته بسیار مهم است: عام میتواند مطلق را مقید کند اما مطلق نمیتواند عام را تخصیص بزند.
۸. مثال فقهی مهم عام قرآنی: أحلّ الله البیع مطلق روایی: نهی النبی عن بیع الغرر این مطلق نیست، بلکه خاص است. اما اگر روایتی فقط بگوید: لا تبع ما لیس عندک این مطلق است. عام قرآن مقدم است و مطلق باید مقید شود
در این درس وارد بحث «تعارض عام و مطلق» میشویم؛ یعنی بررسی اینکه اگر یک دلیل شمول دارد (عام) و دلیل دیگر فقط اطلاق دارد (مطلق)، در مقام جمع کدامیک مقدم است و چرا.
۱. تعریف مطلق مطلق لفظی است که بدون قید آمده و بر طبیعت بدون هیچ محدودیتی دلالت میکند. مثل: أعتق رقبة رقبه یعنی هر بردهای، بدون قید ایمان، عدالت، سلامت و غیره.
مطلق شمول ندارد، بلکه فقط «عدم تقیید» دارد.
۲. تفاوت عام و مطلق اصولیان تأکید میکنند که عام و مطلق دو دلالت متفاوتاند:
الف) عام دلالت بر شمول دارد یعنی همه افراد طبیعت را شامل میشود.
ب) مطلق دلالت بر عدم تقیید دارد یعنی طبیعت را بدون قید میگیرد، اما شمول آن به اندازه افراد طبیعت است، نه بهخاطر دلالت لفظی.
به بیان دیگر: عام شمول را میرساند مطلق فقط بیقیدی را میرساند.
۳. نسبت عام و مطلق نسبت میان عام و مطلق، نسبت «عموم و خصوص مطلق» نیست. چرا؟ چون مطلق اصلاً دلالت بر شمول ندارد تا با عام مقایسه شود. مطلق فقط طبیعت را بدون قید میگیرد.
مثال: عام: أکرم العلماء مطلق: أکرم عالماً این دو نسبتشان تقابل نیست، بلکه هرکدام دلالت متفاوتی دارند.
۴. اگر عام و مطلق با هم برخورد کنند، کدام مقدم است اصولیان میگویند: عام مقدم است، و مطلق باید مقید شود.
چرا؟ چون عام ظهور در شمول دارد اما مطلق ظهور در بیقیدی دارد و ظهور شمول اقوی از ظهور بیقیدی است.
پس اگر عام و مطلق در یک مورد مشترک باشند، مطلق مقید به عام میشود.
۵. مثال روشن عام: لا تکرم الفساق مطلق: أکرم عالماً در اینجا عالم فاسق تحت هر دو قرار میگیرد. عام میگوید اکرام نکن مطلق میگوید اکرام کن
عرف چه میگوید؟ عرف مطلق را مقید میکند: أکرم عالماً عادلاً و عالم فاسق را خارج میکند.
پس عام مقدم است.
۶. چرا عام مقدم است اصولیان چند دلیل ذکر کردهاند:
الف) ظهور عام اقوی است عام شمول را میرساند، اما مطلق فقط عدم تقیید را.
ب) جمع عرفی عرف همیشه مطلق را با عام جمع میکند و مطلق را مقید میسازد.
ج) مطلق ظرفیت تقیید دارد مطلق ذاتاً قابل تقیید است، اما عام ذاتاً قابل تخصیص است. در برخورد این دو، تقیید آسانتر و عرفیتر است.
۷. آیا مطلق میتواند عام را تخصیص بزند اصولیان میگویند: نه، مطلق قدرت تخصیص ندارد. چون مطلق اصلاً ظهور در نفی ندارد. پس نمیتواند ظهور عام را محدود کند.
این نکته بسیار مهم است: عام میتواند مطلق را مقید کند اما مطلق نمیتواند عام را تخصیص بزند.
۸. مثال فقهی مهم عام قرآنی: أحلّ الله البیع مطلق روایی: نهی النبی عن بیع الغرر این مطلق نیست، بلکه خاص است. اما اگر روایتی فقط بگوید: لا تبع ما لیس عندک این مطلق است. عام قرآن مقدم است و مطلق باید مقید شود
سامانه مشاوره رایگان قضایی جمهوری اسلامی ایران حجت الاسلام و المسلمین دکتر حشمدار