آیا استصحاب در شبهات حکمیه، در مواردی که یقین سابق به حکم کلی داریم ولی شک در بقای آن ناشی از تعارض با اصل سببی و مسببی باشد، جریان دارد یا خیر؟

اصولیان این مسئله را با تفکیک میان دو حالت بررسی کرده‌اند:
اگر یقین سابق به سبب داریم و شک در بقای آن مطرح شود، استصحاب سبب جاری می‌شود و آثار آن بر مسبّب نیز مترتب می‌گردد. مثلاً اگر یقین به نجاست خون داشته باشیم و شک در بقای آن کنیم، استصحاب نجاست خون جاری می‌شود و نجاست لباس آلوده به آن نیز به‌عنوان مسبّب تثبیت می‌گردد. در این حالت، استصحاب سبب مقدم است و نیازی به استصحاب مسبّب نیست.

اما اگر یقین سابق به مسبّب داشته باشیم و شک در بقای آن مطرح شود، مانند یقین به نجاست لباس و شک در بقای آن، بحث می‌شود که آیا باید استصحاب مسبّب جاری شود یا اینکه باید به سبب رجوع کرد. برخی اصولیان معتقدند که استصحاب مسبّب مستقل است و جریان دارد، در حالی که گروهی دیگر می‌گویند که استصحاب مسبّب تابع استصحاب سبب است و بدون آن جریان ندارد.

ثمره این بحث در فقه آن است که در ابواب طهارت و نجاست، اگر شک در بقای نجاست یا طهارت مطرح شود، باید دید که آیا استصحاب در سبب جاری می‌شود یا در مسبّب، و این انتخاب آثار عملی متفاوتی در تکلیف مکلف دارد.

نتیجه این است که جریان استصحاب در تعارض میان سبب و مسبّب وابسته به نوع یقین سابق است؛ با یقین به سبب، استصحاب سبب مقدم است و آثار آن به مسبّب سرایت می‌کند، اما با یقین به مسبّب، جریان آن محل نزاع جدی میان اصولیان است.

اصولیان این مسئله را با تفکیک میان دو حالت بررسی کرده‌اند:
اگر یقین سابق به سبب داریم و شک در بقای آن مطرح شود، استصحاب سبب جاری می‌شود و آثار آن بر مسبّب نیز مترتب می‌گردد. مثلاً اگر یقین به نجاست خون داشته باشیم و شک در بقای آن کنیم، استصحاب نجاست خون جاری می‌شود و نجاست لباس آلوده به آن نیز به‌عنوان مسبّب تثبیت می‌گردد. در این حالت، استصحاب سبب مقدم است و نیازی به استصحاب مسبّب نیست.

اما اگر یقین سابق به مسبّب داشته باشیم و شک در بقای آن مطرح شود، مانند یقین به نجاست لباس و شک در بقای آن، بحث می‌شود که آیا باید استصحاب مسبّب جاری شود یا اینکه باید به سبب رجوع کرد. برخی اصولیان معتقدند که استصحاب مسبّب مستقل است و جریان دارد، در حالی که گروهی دیگر می‌گویند که استصحاب مسبّب تابع استصحاب سبب است و بدون آن جریان ندارد.

ثمره این بحث در فقه آن است که در ابواب طهارت و نجاست، اگر شک در بقای نجاست یا طهارت مطرح شود، باید دید که آیا استصحاب در سبب جاری می‌شود یا در مسبّب، و این انتخاب آثار عملی متفاوتی در تکلیف مکلف دارد.

نتیجه این است که جریان استصحاب در تعارض میان سبب و مسبّب وابسته به نوع یقین سابق است؛ با یقین به سبب، استصحاب سبب مقدم است و آثار آن به مسبّب سرایت می‌کند، اما با یقین به مسبّب، جریان آن محل نزاع جدی میان اصولیان است.

با کلیک روی عکس،  سوال خود را یطور خودکار درواتساپ طرح نمایید وپاسخ رایگان دریافت نمایید

Check Also

آیا استصحاب در شبهات حکمیه، هنگامی که یقین سابق به حکم کلی داریم ولی شک در بقای آن ناشی از احتمال تعارض با اجماع یا شهرت فتوایی باشد، جریان دارد یا خیر؟

اصولیان در اینجا دو دیدگاه دارند. برخی معتقدند که استصحاب در فرض تعارض با اجماع …