جلسه پنجم – خارج اصول ( حجیت خبر واحد ) – فقیه محقق، حجت‌الاسلام دکتر حشمدار (دام ظلّه)


۱. مسئله اصلی

آیه شریفه:
﴿إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا﴾

سؤال اصلی این است که:

  • آیا موضوع حکم وجوب تبّین، خود نبأ است یا نبأ فاسق؟
  • آیا شرط در جمله، محقق موضوع است یا خیر؟

۲. دیدگاه مرحوم شیخ

  • اشکال شیخ: اگر شرط (فاسق بودن) محقق موضوع باشد، موضوع همان «نبأ فاسق» است و آیه درباره نبأ عادل سکوت می‌کند.
  • بنابراین، شرط محقق موضوع باشد → مفهوم شرط از بین می‌رود و آیه فقط به نبأ فاسق مربوط است.

۳. پاسخ مرحوم صاحب کفایة

دو بیان برای رد اشکال شیخ:

  1. بیان صغروی: شرط در این آیه، محقق موضوع نیست و لذا آیه مفهوم دارد.
  2. بیان کبری: حتی اگر شرط محقق موضوع باشد، لفظ «إن» در هر دو مورد یک معنا دارد و جمله شرطیه مفهوم پیدا می‌کند.
  • نکته: مرحوم آخوند نه بیان صغروی را پذیرفت و نه بیان کبری را.

۴. پاسخ مرحوم آخوند

  • بیان اول (صغروی):
    فرض کنیم دو فرض وجود دارد:
    1. خبری آورده شده (موضوع محقق)
    2. اگر آورنده فاسق باشد → وجوب تبّین
    • نتیجه: عرف می‌فهمد که اگر خبری آمد و فاسق نبود، تحقیق لازم نیست.
  • اشکال: عرف معمولاً دو فرض نمی‌فهمد، فقط یک فرض می‌فهمد: «اگر فاسق خبری آورد، تحقیق لازم است».
  • بیان دوم (کبروی):
    حتی اگر شرط محقق موضوع باشد، «إن» بالوجدان به یک معناست و جمله شرطیه مفهوم پیدا می‌کند.
  • اشکال:
    در قضایای شرطیه، اگر شرط محقق موضوع باشد، موضوع دیگر قابل تغییر نیست. مثلاً «إن جاء زید فاکرمه» → اگر زید آمد، وجوب اکرام ثابت است؛ اما نمی‌توان از زید به غیر زید تعدی کرد.
    • نتیجه: حتی در صورت تحقق شرط، محمول بر موضوع خود ثابت می‌شود و مفهوم شرط حفظ می‌شود.

۵. تقریب مرحوم آخوند

  • آیه شریفه را می‌توان چنین فهمید:
    • موضوع: طبیعت نبأ (خود خبر)
    • شرط: فاسق بودن آورنده
  • نتیجه: مفهوم شرط حفظ می‌شود، یعنی اگر خبری توسط فاسق آورده شود، تحقیق لازم است؛ اگر همان خبر توسط عادل آورده شود، تحقیق لازم نیست.
  • بنابراین، آیه درباره نبأ عادل سکوت دارد و وجوب تبّین شامل او نمی‌شود.

۶. مفهوم وصف و لقب

  • در غالب موارد، وصف و لقب مفهوم دارند و به حکم تعلق می‌گیرند.
  • مثال: «عالم باید احترام شود» → احترام به دلیل علم اوست، نه صرف انسان بودن.
  • موارد استثنا: اگر حکم به ذات کلی تعلق دارد و فقط برای تثبیت در افراد خاص، صفت ذکر شود (مثلاً انسان فاجر)، آن وصف مفهوم ندارد.
  • در آیه نبأ، کلمه فاسق به طور کلی مفهوم دارد و حکم وجوب تبّین بر اساس آن ایجاد می‌شود، اما شامل عادل نمی‌شود.
  • برخلاف سید مرتضی، نیازی به سالبه کلیه برای حجیت مفهوم نیست.

۷. جمع‌بندی ساده

  1. موضوع آیه: نبأ، نه نبأ فاسق.
  2. شرط: فاسق بودن، محقق موضوع نیست و جمله شرطیه مفهوم دارد.
  3. نتیجه: وجوب تبّین برای خبر فاسق است و خبر عادل شامل آن نمی‌شود.
  4. وصف فاسق بودن مفهوم دارد و حکم بر اساس آن تعلق می‌گیرد.
  5. استفاده از مفهوم شرط برای گسترش حکم به غیر موضوع (خبر عادل) صحیح نیست.


۱. مسئله اصلی

آیه شریفه:
﴿إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا﴾

سؤال اصلی این است که:

  • آیا موضوع حکم وجوب تبّین، خود نبأ است یا نبأ فاسق؟
  • آیا شرط در جمله، محقق موضوع است یا خیر؟

۲. دیدگاه مرحوم شیخ

  • اشکال شیخ: اگر شرط (فاسق بودن) محقق موضوع باشد، موضوع همان «نبأ فاسق» است و آیه درباره نبأ عادل سکوت می‌کند.
  • بنابراین، شرط محقق موضوع باشد → مفهوم شرط از بین می‌رود و آیه فقط به نبأ فاسق مربوط است.

۳. پاسخ مرحوم صاحب کفایة

دو بیان برای رد اشکال شیخ:

  1. بیان صغروی: شرط در این آیه، محقق موضوع نیست و لذا آیه مفهوم دارد.
  2. بیان کبری: حتی اگر شرط محقق موضوع باشد، لفظ «إن» در هر دو مورد یک معنا دارد و جمله شرطیه مفهوم پیدا می‌کند.
  • نکته: مرحوم آخوند نه بیان صغروی را پذیرفت و نه بیان کبری را.

۴. پاسخ مرحوم آخوند

  • بیان اول (صغروی):
    فرض کنیم دو فرض وجود دارد:
    1. خبری آورده شده (موضوع محقق)
    2. اگر آورنده فاسق باشد → وجوب تبّین
    • نتیجه: عرف می‌فهمد که اگر خبری آمد و فاسق نبود، تحقیق لازم نیست.
  • اشکال: عرف معمولاً دو فرض نمی‌فهمد، فقط یک فرض می‌فهمد: «اگر فاسق خبری آورد، تحقیق لازم است».
  • بیان دوم (کبروی):
    حتی اگر شرط محقق موضوع باشد، «إن» بالوجدان به یک معناست و جمله شرطیه مفهوم پیدا می‌کند.
  • اشکال:
    در قضایای شرطیه، اگر شرط محقق موضوع باشد، موضوع دیگر قابل تغییر نیست. مثلاً «إن جاء زید فاکرمه» → اگر زید آمد، وجوب اکرام ثابت است؛ اما نمی‌توان از زید به غیر زید تعدی کرد.
    • نتیجه: حتی در صورت تحقق شرط، محمول بر موضوع خود ثابت می‌شود و مفهوم شرط حفظ می‌شود.

۵. تقریب مرحوم آخوند

  • آیه شریفه را می‌توان چنین فهمید:
    • موضوع: طبیعت نبأ (خود خبر)
    • شرط: فاسق بودن آورنده
  • نتیجه: مفهوم شرط حفظ می‌شود، یعنی اگر خبری توسط فاسق آورده شود، تحقیق لازم است؛ اگر همان خبر توسط عادل آورده شود، تحقیق لازم نیست.
  • بنابراین، آیه درباره نبأ عادل سکوت دارد و وجوب تبّین شامل او نمی‌شود.

۶. مفهوم وصف و لقب

  • در غالب موارد، وصف و لقب مفهوم دارند و به حکم تعلق می‌گیرند.
  • مثال: «عالم باید احترام شود» → احترام به دلیل علم اوست، نه صرف انسان بودن.
  • موارد استثنا: اگر حکم به ذات کلی تعلق دارد و فقط برای تثبیت در افراد خاص، صفت ذکر شود (مثلاً انسان فاجر)، آن وصف مفهوم ندارد.
  • در آیه نبأ، کلمه فاسق به طور کلی مفهوم دارد و حکم وجوب تبّین بر اساس آن ایجاد می‌شود، اما شامل عادل نمی‌شود.
  • برخلاف سید مرتضی، نیازی به سالبه کلیه برای حجیت مفهوم نیست.

۷. جمع‌بندی ساده

  1. موضوع آیه: نبأ، نه نبأ فاسق.
  2. شرط: فاسق بودن، محقق موضوع نیست و جمله شرطیه مفهوم دارد.
  3. نتیجه: وجوب تبّین برای خبر فاسق است و خبر عادل شامل آن نمی‌شود.
  4. وصف فاسق بودن مفهوم دارد و حکم بر اساس آن تعلق می‌گیرد.
  5. استفاده از مفهوم شرط برای گسترش حکم به غیر موضوع (خبر عادل) صحیح نیست.

با کلیک روی عکس،  سوال خود را یطور خودکار درواتساپ طرح نمایید وپاسخ رایگان دریافت نمایید