تا اینجا درباره شبهات حکمیه صحبت شد؛ یعنی جایی که اصل حکم را نمیدانیم. نتیجه آن بحث این شد که هم عقلا و هم شرعا اصل برائت جاری میشود. اما وقتی دلیل شرعی مثل حدیث رفع وجود دارد، دیگر نوبت به برائت عقلی نمیرسد، چون حدیث رفع خود «بیان» است و موضوع قبح عقاب بلا بیان را از بین میبرد.
اکنون وارد بحث شبهات موضوعیه میشویم. یعنی جایی که حکم را میدانیم اما شک داریم این شیء خارجی مصداق
آن حکم هست یا نه. مثال: میدانیم خمر حرام است، اما نمیدانیم این لیوان مایع خمر است یا خیر.
اشکال اول: گفته میشود اخبار من بلغ فقط زمانی شامل میشود که ثواب «به صورت معتبر» به ما رسیده باشد. یعنی اگر خبر ضعیف است و حجت نیست، پس عرفاً نمیتوان گفت ثواب به من “بالغ شده”، چون این خبر معتبر نیست.
جوابها:
- رسیدن خبر دو نوع دارد: رسیدن از طریق معتبر و رسیدن از طریق نامعتبر. عرفاً اگر یک فاسق خبر بیاورد هم میگوییم خبر به من رسید، فقط از طریق غیرمعتبر. پس بلوغ اعم است و شامل خبر ضعیف هم میشود.
- برخی روایات تعبیر «من سمع شیئاً» دارند؛ “اگر چیزی از ثواب را شنیدی”. شنیدن اعم است از شنیدن از مخبر عادل یا فاسق.
- اگر بپذیریم که اخبار من بلغ فقط خبر معتبر را شامل میشود، دیگر این روایات بیفایده میشوند، چون خبر معتبر خودش حجت است و نیازی به اخبار من بلغ نیست. این باعث لغویت میشود.
بعد از حل اشکالات، بحث برمیگردد به شبهات موضوعیه:
در شبهه موضوعیه حکم معلوم است اما شک در مصداق داریم. مثال: حرمت شرب خمر ثابت است، اما نمیدانیم این مایع خمر است یا سرکه.
اقسام شبهه موضوعیه:
- گاهی شک از نوع شبهه مفهومیه است: یعنی مفهوم خود موضوع روشن نیست. مثال: دلیل میگوید غناء حرام است، اما نمیدانیم غناء یعنی هر آواز؟ یا آواز مطرب؟ یا آواز لهوی؟ اینجا مشکل در فهم «معنای واژه غناء» است. این نوع شبهه داخل شبهات حکمیه است نه موضوعیه.
- اما اگر مفهوم روشن باشد و فقط ندانیم این شیء خارجی مصداق آن هست یا نه، این میشود شبهه موضوعیه. مثال: میدانیم غناء یعنی آواز مطرب. حال نمیدانیم این صدایی که میشنویم مطرب هست یا نه. اینجا شبهه موضوعیه است.
مثال کاربردی:
تو میدانی رانندگی بدون کمربند جریمه دارد. این حکم روشن است. اما شک داری الآن کمربندت بسته است یا نه. این مورد شبهه موضوعیه است؛ یعنی شک در موضوع خارجی نه شک در حکم قانون.
تا اینجا درباره شبهات حکمیه صحبت شد؛ یعنی جایی که اصل حکم را نمیدانیم. نتیجه آن بحث این شد که هم عقلا و هم شرعا اصل برائت جاری میشود. اما وقتی دلیل شرعی مثل حدیث رفع وجود دارد، دیگر نوبت به برائت عقلی نمیرسد، چون حدیث رفع خود «بیان» است و موضوع قبح عقاب بلا بیان را از بین میبرد.
اکنون وارد بحث شبهات موضوعیه میشویم. یعنی جایی که حکم را میدانیم اما شک داریم این شیء خارجی مصداق
آن حکم هست یا نه. مثال: میدانیم خمر حرام است، اما نمیدانیم این لیوان مایع خمر است یا خیر.
اشکال اول: گفته میشود اخبار من بلغ فقط زمانی شامل میشود که ثواب «به صورت معتبر» به ما رسیده باشد. یعنی اگر خبر ضعیف است و حجت نیست، پس عرفاً نمیتوان گفت ثواب به من “بالغ شده”، چون این خبر معتبر نیست.
جوابها:
- رسیدن خبر دو نوع دارد: رسیدن از طریق معتبر و رسیدن از طریق نامعتبر. عرفاً اگر یک فاسق خبر بیاورد هم میگوییم خبر به من رسید، فقط از طریق غیرمعتبر. پس بلوغ اعم است و شامل خبر ضعیف هم میشود.
- برخی روایات تعبیر «من سمع شیئاً» دارند؛ “اگر چیزی از ثواب را شنیدی”. شنیدن اعم است از شنیدن از مخبر عادل یا فاسق.
- اگر بپذیریم که اخبار من بلغ فقط خبر معتبر را شامل میشود، دیگر این روایات بیفایده میشوند، چون خبر معتبر خودش حجت است و نیازی به اخبار من بلغ نیست. این باعث لغویت میشود.
بعد از حل اشکالات، بحث برمیگردد به شبهات موضوعیه:
در شبهه موضوعیه حکم معلوم است اما شک در مصداق داریم. مثال: حرمت شرب خمر ثابت است، اما نمیدانیم این مایع خمر است یا سرکه.
اقسام شبهه موضوعیه:
- گاهی شک از نوع شبهه مفهومیه است: یعنی مفهوم خود موضوع روشن نیست. مثال: دلیل میگوید غناء حرام است، اما نمیدانیم غناء یعنی هر آواز؟ یا آواز مطرب؟ یا آواز لهوی؟ اینجا مشکل در فهم «معنای واژه غناء» است. این نوع شبهه داخل شبهات حکمیه است نه موضوعیه.
- اما اگر مفهوم روشن باشد و فقط ندانیم این شیء خارجی مصداق آن هست یا نه، این میشود شبهه موضوعیه. مثال: میدانیم غناء یعنی آواز مطرب. حال نمیدانیم این صدایی که میشنویم مطرب هست یا نه. اینجا شبهه موضوعیه است.
مثال کاربردی:
تو میدانی رانندگی بدون کمربند جریمه دارد. این حکم روشن است. اما شک داری الآن کمربندت بسته است یا نه. این مورد شبهه موضوعیه است؛ یعنی شک در موضوع خارجی نه شک در حکم قانون.
سامانه مشاوره رایگان قضایی جمهوری اسلامی ایران حجت الاسلام و المسلمین دکتر حشمدار