وقتی یک عام و یک خاص به‌ظاهر با هم ناسازگارند، آیا این تعارض واقعی است یا عرف میان آنها جمع می‌کند و خاص را مقدم می‌داند؟

در این درس وارد بحث «تعارض عام و خاص» می‌شویم؛ یعنی بررسی اینکه آیا میان عام و خاص تعارض وجود دارد یا نه، و اگر هست، چگونه باید آن را حل کرد. این بحث پایه بسیاری از قواعد جمع میان ادله است.

۱. آیا میان عام و خاص تعارض وجود دارد اصولیان می‌گویند: میان عام و خاص تعارض واقعی وجود ندارد. چرا؟ چون عرف خاص را قرینه بر مراد واقعی گوینده می‌داند. پس عام و خاص در حقیقت دو بیان ناسازگار نیستند، بلکه خاص توضیح‌دهنده مراد واقعی از عام است.

مثال: أکرم العلماء لا تکرم الفساق من العلماء عرف می‌گوید: مراد از «العلماء» علماى غیر فاسق است. پس تعارضی نیست.

۲. چرا تعارض واقعی نیست چند دلیل اصولی دارد:

الف) جمع عرفی عرف میان عام و خاص تعارض نمی‌بیند، بلکه خاص را بیان‌کننده مراد واقعی می‌داند.

ب) اقوائیت ظهور خاص خاص ظهور قوی‌تری دارد، چون درباره مورد مشخص سخن می‌گوید.

ج) عدم تنافی در مقام ثبوت در مقام ثبوت، ممکن است حکم شامل همه باشد یا برخی؛ خاص فقط نشان می‌دهد که اراده واقعی، شمول کامل نبوده.

۳. اگر تعارض نیست، پس چرا بحث «تعارض» مطرح می‌شود اصولیان می‌گویند: تعارض در اینجا تعارض اصطلاحی نیست، بلکه «تعارض بدوی» است. یعنی در نگاه اول، دو دلیل ناسازگار به‌نظر می‌رسند، اما با مراجعه به عرف، ناسازگاری برطرف می‌شود.

پس تعارض عام و خاص از نوع «تعارض قابل جمع» است، نه «تعارض مستقر».

۴. آیا همیشه خاص مقدم است بله، در همه مواردی که عام و خاص قابل جمع باشند، خاص مقدم است. این قاعده یکی از قطعی‌ترین قواعد اصول است.

اما یک نکته مهم وجود دارد: اگر خاص به حدی باشد که عرف بگوید این لفظ دیگر عام نیست، تخصیص پذیرفته نمی‌شود. این همان بحث درس ۲۹ است.

۵. آیا خاص متصل و منفصل تفاوتی در تعارض دارند بله، تفاوت مهمی دارند:

الف) در تخصیص متصل اصلاً تعارض بدوی هم شکل نمی‌گیرد، چون خاص همراه عام آمده.

ب) در تخصیص منفصل تعارض بدوی شکل می‌گیرد، اما عرف آن را برطرف می‌کند و خاص را مقدم می‌داند.

۶. مثال‌های فقهی مهم الف) عام قرآنی: أحلّ الله البیع خاص روایی: نهی النبی عن بیع الغرر عرف می‌گوید: بیع غرری از عموم خارج است. هیچ تعارضی باقی نمی‌ماند.

ب) عام: السارق والسارقة فاقطعوا أیدیهما خاص: لا قطع إلا فی ربع دینار عرف می‌گوید: مراد از سارق، سارق ربع دینار است.

ج) عام: یوصیکم الله فی أولادکم خاص: لا یرث القاتل عرف می‌گوید: قاتل از ابتدا مراد نبوده.

در این درس وارد بحث «تعارض عام و خاص» می‌شویم؛ یعنی بررسی اینکه آیا میان عام و خاص تعارض وجود دارد یا نه، و اگر هست، چگونه باید آن را حل کرد. این بحث پایه بسیاری از قواعد جمع میان ادله است.

۱. آیا میان عام و خاص تعارض وجود دارد اصولیان می‌گویند: میان عام و خاص تعارض واقعی وجود ندارد. چرا؟ چون عرف خاص را قرینه بر مراد واقعی گوینده می‌داند. پس عام و خاص در حقیقت دو بیان ناسازگار نیستند، بلکه خاص توضیح‌دهنده مراد واقعی از عام است.

مثال: أکرم العلماء لا تکرم الفساق من العلماء عرف می‌گوید: مراد از «العلماء» علماى غیر فاسق است. پس تعارضی نیست.

۲. چرا تعارض واقعی نیست چند دلیل اصولی دارد:

الف) جمع عرفی عرف میان عام و خاص تعارض نمی‌بیند، بلکه خاص را بیان‌کننده مراد واقعی می‌داند.

ب) اقوائیت ظهور خاص خاص ظهور قوی‌تری دارد، چون درباره مورد مشخص سخن می‌گوید.

ج) عدم تنافی در مقام ثبوت در مقام ثبوت، ممکن است حکم شامل همه باشد یا برخی؛ خاص فقط نشان می‌دهد که اراده واقعی، شمول کامل نبوده.

۳. اگر تعارض نیست، پس چرا بحث «تعارض» مطرح می‌شود اصولیان می‌گویند: تعارض در اینجا تعارض اصطلاحی نیست، بلکه «تعارض بدوی» است. یعنی در نگاه اول، دو دلیل ناسازگار به‌نظر می‌رسند، اما با مراجعه به عرف، ناسازگاری برطرف می‌شود.

پس تعارض عام و خاص از نوع «تعارض قابل جمع» است، نه «تعارض مستقر».

۴. آیا همیشه خاص مقدم است بله، در همه مواردی که عام و خاص قابل جمع باشند، خاص مقدم است. این قاعده یکی از قطعی‌ترین قواعد اصول است.

اما یک نکته مهم وجود دارد: اگر خاص به حدی باشد که عرف بگوید این لفظ دیگر عام نیست، تخصیص پذیرفته نمی‌شود. این همان بحث درس ۲۹ است.

۵. آیا خاص متصل و منفصل تفاوتی در تعارض دارند بله، تفاوت مهمی دارند:

الف) در تخصیص متصل اصلاً تعارض بدوی هم شکل نمی‌گیرد، چون خاص همراه عام آمده.

ب) در تخصیص منفصل تعارض بدوی شکل می‌گیرد، اما عرف آن را برطرف می‌کند و خاص را مقدم می‌داند.

۶. مثال‌های فقهی مهم الف) عام قرآنی: أحلّ الله البیع خاص روایی: نهی النبی عن بیع الغرر عرف می‌گوید: بیع غرری از عموم خارج است. هیچ تعارضی باقی نمی‌ماند.

ب) عام: السارق والسارقة فاقطعوا أیدیهما خاص: لا قطع إلا فی ربع دینار عرف می‌گوید: مراد از سارق، سارق ربع دینار است.

ج) عام: یوصیکم الله فی أولادکم خاص: لا یرث القاتل عرف می‌گوید: قاتل از ابتدا مراد نبوده.

با کلیک روی عکس،  سوال خود را یطور خودکار درواتساپ طرح نمایید وپاسخ رایگان دریافت نمایید

Check Also

آیا استصحاب در شبهات حکمیه، هنگامی که یقین سابق به حکم کلی داریم ولی شک در بقای آن ناشی از احتمال تعارض با اجماع یا شهرت فتوایی باشد، جریان دارد یا خیر؟

اصولیان در اینجا دو دیدگاه دارند. برخی معتقدند که استصحاب در فرض تعارض با اجماع …