علما میان شبهه محصوره و غیرمحصوره تفاوت گذاشتهاند و گفتهاند علم اجمالی در محصوره منجز و در غیرمحصوره غیرمنجز است. محقق خراسانی میگوید معیار محصوره و غیرمحصوره نیست، بلکه تنجز و عدم تنجز است؛ گاهی در محصوره منجز نیست و گاهی در غیرمحصوره منجز میشود.
برای عدم تنجز علم اجمالی در شبهه غیرمحصوره چند دلیل ذکر شده است.
دلیل اول اجماع است، اما این اجماع ارزش ندارد چون مستند آن روشن است و احتمال میرود مجمعین به ادلهای تکیه کرده باشند که بعداً ذکر میشود. بنابراین اجماع حجیتی ندارد.
دلیل دوم وقوع عسر و حرج است؛ اگر اجتناب در موارد غیرمحصوره واجب باشد زندگی دشوار میشود، در حالی که آیه و حدیث نافی حرجاند. پاسخ داده میشود که معیار حرج، شخصی است نه نوعی؛ بنابراین اگر اجتناب برای فردی حرج داشته باشد اجتناب لازم نیست، ولی این یک ضابطه کلی نمیشود.
در پایان اشاره میشود که معیار ضرر در عبادات شخصی است، اما در معاملات نوعی محسوب میشود.
علما میان شبهه محصوره و غیرمحصوره تفاوت گذاشتهاند و گفتهاند علم اجمالی در محصوره منجز و در غیرمحصوره غیرمنجز است. محقق خراسانی میگوید معیار محصوره و غیرمحصوره نیست، بلکه تنجز و عدم تنجز است؛ گاهی در محصوره منجز نیست و گاهی در غیرمحصوره منجز میشود.
برای عدم تنجز علم اجمالی در شبهه غیرمحصوره چند دلیل ذکر شده است.
دلیل اول اجماع است، اما این اجماع ارزش ندارد چون مستند آن روشن است و احتمال میرود مجمعین به ادلهای تکیه کرده باشند که بعداً ذکر میشود. بنابراین اجماع حجیتی ندارد.
دلیل دوم وقوع عسر و حرج است؛ اگر اجتناب در موارد غیرمحصوره واجب باشد زندگی دشوار میشود، در حالی که آیه و حدیث نافی حرجاند. پاسخ داده میشود که معیار حرج، شخصی است نه نوعی؛ بنابراین اگر اجتناب برای فردی حرج داشته باشد اجتناب لازم نیست، ولی این یک ضابطه کلی نمیشود.
در پایان اشاره میشود که معیار ضرر در عبادات شخصی است، اما در معاملات نوعی محسوب میشود.
سامانه مشاوره رایگان قضایی جمهوری اسلامی ایران حجت الاسلام و المسلمین دکتر حشمدار