اگر عام، خاص، مطلق و مقید هم‌زمان در یک مسئله حضور داشته باشند، ترتیب جمع میان آنها چگونه است و عرف کدام‌یک را بر دیگری مقدم می‌داند؟

۱. اصل اول: خاص مقدم بر عام است این اصل قطعی است. هرگاه عام و خاص با هم برخورد کنند، خاص مقدم است. این قاعده حتی بر مطلق و مقید نیز مقدم است.

مثال: عام: أکرم العلماء خاص: لا تکرم الفساق نتیجه: عالم فاسق خارج می‌شود.

۲. اصل دوم: مقید مقدم بر مطلق است اگر مطلق و مقید با هم برخورد کنند، مقید مقدم است. چون ظهور مقید اقوی است و عرف فوراً مطلق را محدود می‌کند.

مثال: مطلق: أعتق رقبة مقید: رقبة مؤمنة نتیجه: فقط برده مؤمن کافی است.

۳. اصل سوم: خاص مقدم بر مقید است این نکته بسیار مهم است. اگر خاص و مقید با هم برخورد کنند، خاص مقدم است. چرا؟ چون خاص خروج افراد را بیان می‌کند و ظهور قوی‌تری دارد.

مثال: مقید: أعتق رقبة مؤمنة خاص: لا تعتق زیداً نتیجه: زید—even اگر مؤمن باشد—از حکم خارج است.

۴. اصل چهارم: خاص مقدم بر مطلق است این نیز قطعی است. چون مطلق فقط بی‌قیدی دارد، اما خاص ظهور در نفی دارد.

مثال: مطلق: أکرم عالماً خاص: لا تکرم زیداً نتیجه: زید—even اگر عالم باشد—خارج است.

۵. اصل پنجم: عام مقدم بر مطلق است این نکته کمتر گفته می‌شود، اما اصولیان بر آن اتفاق دارند. چون ظهور عام در شمول اقوی از ظهور مطلق در بی‌قیدی است.

مثال: عام: لا تکرم الفساق مطلق: أکرم عالماً نتیجه: عالم فاسق خارج است.

۶. ترتیب نهایی جمع میان ادله اصولیان ترتیب زیر را قطعی می‌دانند:

۱) خاص ۲) مقید ۳) عام ۴) مطلق

یعنی: هرگاه این چهار نوع دلالت با هم برخورد کنند، اول خاص اعمال می‌شود، بعد مقید، بعد عام، و در نهایت مطلق.

این ترتیب بر اساس قوت ظهور و جمع عرفی است.

۷. مثال جامع برای روشن شدن ترتیب فرض کنید چهار دلیل داریم:

الف) عام: أکرم العلماء ب) خاص: لا تکرم الفساق ج) مطلق: أکرم عالماً د) مقید: أکرم عالماً عادلاً

ترتیب جمع چنین است:

۱) خاص مقدم است → عالم فاسق خارج می‌شود ۲) مقید مقدم است → عالم عادل مقدم بر مطلق است ۳) عام مقدم بر مطلق است → مطلق مقید به عام می‌شود ۴) نتیجه نهایی: واجب‌الاکرام فقط «عالم عادل غیر فاسق» است.

۱. اصل اول: خاص مقدم بر عام است این اصل قطعی است. هرگاه عام و خاص با هم برخورد کنند، خاص مقدم است. این قاعده حتی بر مطلق و مقید نیز مقدم است.

مثال: عام: أکرم العلماء خاص: لا تکرم الفساق نتیجه: عالم فاسق خارج می‌شود.

۲. اصل دوم: مقید مقدم بر مطلق است اگر مطلق و مقید با هم برخورد کنند، مقید مقدم است. چون ظهور مقید اقوی است و عرف فوراً مطلق را محدود می‌کند.

مثال: مطلق: أعتق رقبة مقید: رقبة مؤمنة نتیجه: فقط برده مؤمن کافی است.

۳. اصل سوم: خاص مقدم بر مقید است این نکته بسیار مهم است. اگر خاص و مقید با هم برخورد کنند، خاص مقدم است. چرا؟ چون خاص خروج افراد را بیان می‌کند و ظهور قوی‌تری دارد.

مثال: مقید: أعتق رقبة مؤمنة خاص: لا تعتق زیداً نتیجه: زید—even اگر مؤمن باشد—از حکم خارج است.

۴. اصل چهارم: خاص مقدم بر مطلق است این نیز قطعی است. چون مطلق فقط بی‌قیدی دارد، اما خاص ظهور در نفی دارد.

مثال: مطلق: أکرم عالماً خاص: لا تکرم زیداً نتیجه: زید—even اگر عالم باشد—خارج است.

۵. اصل پنجم: عام مقدم بر مطلق است این نکته کمتر گفته می‌شود، اما اصولیان بر آن اتفاق دارند. چون ظهور عام در شمول اقوی از ظهور مطلق در بی‌قیدی است.

مثال: عام: لا تکرم الفساق مطلق: أکرم عالماً نتیجه: عالم فاسق خارج است.

۶. ترتیب نهایی جمع میان ادله اصولیان ترتیب زیر را قطعی می‌دانند:

۱) خاص ۲) مقید ۳) عام ۴) مطلق

یعنی: هرگاه این چهار نوع دلالت با هم برخورد کنند، اول خاص اعمال می‌شود، بعد مقید، بعد عام، و در نهایت مطلق.

این ترتیب بر اساس قوت ظهور و جمع عرفی است.

۷. مثال جامع برای روشن شدن ترتیب فرض کنید چهار دلیل داریم:

الف) عام: أکرم العلماء ب) خاص: لا تکرم الفساق ج) مطلق: أکرم عالماً د) مقید: أکرم عالماً عادلاً

ترتیب جمع چنین است:

۱) خاص مقدم است → عالم فاسق خارج می‌شود ۲) مقید مقدم است → عالم عادل مقدم بر مطلق است ۳) عام مقدم بر مطلق است → مطلق مقید به عام می‌شود ۴) نتیجه نهایی: واجب‌الاکرام فقط «عالم عادل غیر فاسق» است.

با کلیک روی عکس،  سوال خود را یطور خودکار درواتساپ طرح نمایید وپاسخ رایگان دریافت نمایید

Check Also

آیا استصحاب در شبهات حکمیه، هنگامی که یقین سابق به حکم کلی داریم ولی شک در بقای آن ناشی از احتمال تعارض با اجماع یا شهرت فتوایی باشد، جریان دارد یا خیر؟

اصولیان در اینجا دو دیدگاه دارند. برخی معتقدند که استصحاب در فرض تعارض با اجماع …