۱. محل بحث در درسهای قبل روشن شد که حدیث رفع، دلیل اصلی برائت شرعی است. اما یک سؤال مهم باقی است: وقتی حدیث میگوید «رفع ما لا یعلمون»، آیا منظور فقط جهل به حکم است یا جهل به موضوع را هم شامل میشود؟
به عبارت دیگر: آیا حدیث رفع هم در شبهات حکمیه جاری میشود و هم در شبهات موضوعیه، یا فقط یکی از آنها؟
۲. معنای «ما لا یعلمون» ظاهر عبارت «ما لا یعلمون» عام است و هر چیزی را که مکلف نسبت به آن علم ندارد شامل میشود. این عدم علم میتواند نسبت به حکم باشد یا نسبت به موضوع. پس از نظر لفظی، حدیث شامل هر دو نوع جهل میشود.
۳. جریان حدیث رفع در شبهات حکمیه شبهه حکمیه یعنی مکلف نمیداند حکم شرعی چیست؛ مثلاً نمیداند فلان عمل واجب است یا نه. در این موارد، حدیث رفع میگوید: تا وقتی حکم بیان نشده، آثار تکلیف برداشته شده است. پس حدیث رفع در شبهات حکمیه بدون تردید جاری است.
۴. جریان حدیث رفع در شبهات موضوعیه شبهه موضوعیه یعنی مکلف نمیداند موضوع خارجی چیست؛ مثلاً نمیداند این مایع نجس است یا پاک. در این موارد نیز مکلف «لا یعلم» دارد. پس از نظر لفظ حدیث، شامل این موارد هم میشود. به همین دلیل بسیاری از اصولیان گفتهاند: حدیث رفع در شبهات موضوعیه نیز جاری است و آثار تکلیف را برمیدارد.
۵. اشکال مشهور: حدیث رفع ناظر به احکام است، نه موضوعات برخی گفتهاند: حدیث رفع در مقام بیان احکام است، نه موضوعات خارجی. پس «ما لا یعلمون» باید حمل بر جهل به حکم شود، نه جهل به موضوع. اما این اشکال کامل نیست؛ زیرا حدیث رفع در مقام امتنان است و امتنان هم در هر دو نوع جهل معنا دارد. مکلف در هر دو حالت گرفتار است و حدیث رفع میخواهد گرفتاری را بردارد.
۶. نتیجه اصولی اکثر اصولیان قائلاند که حدیث رفع شامل هر دو نوع شبهه میشود:
۱. شبهات حکمیه: چون مکلف حکم را نمیداند ۲. شبهات موضوعیه: چون مکلف موضوع را نمیداند
پس حدیث رفع، هم در شک در حکم و هم در شک در موضوع، آثار تکلیف را برمیدارد.
۷. نتیجه عملی در هر دو نوع شک، مکلف میتواند به برائت شرعی تمسک کند، مگر اینکه دلیل خاصی بر احتیاط وجود داشته باشد. مثال در شبهه حکمیه: نمیدانیم فلان ذکر واجب است یا نه → برائت مثال در شبهه موضوعیه: نمیدانیم این آب نجس است یا پاک → برائت
۱. محل بحث در درسهای قبل روشن شد که حدیث رفع، دلیل اصلی برائت شرعی است. اما یک سؤال مهم باقی است: وقتی حدیث میگوید «رفع ما لا یعلمون»، آیا منظور فقط جهل به حکم است یا جهل به موضوع را هم شامل میشود؟
به عبارت دیگر: آیا حدیث رفع هم در شبهات حکمیه جاری میشود و هم در شبهات موضوعیه، یا فقط یکی از آنها؟
۲. معنای «ما لا یعلمون» ظاهر عبارت «ما لا یعلمون» عام است و هر چیزی را که مکلف نسبت به آن علم ندارد شامل میشود. این عدم علم میتواند نسبت به حکم باشد یا نسبت به موضوع. پس از نظر لفظی، حدیث شامل هر دو نوع جهل میشود.
۳. جریان حدیث رفع در شبهات حکمیه شبهه حکمیه یعنی مکلف نمیداند حکم شرعی چیست؛ مثلاً نمیداند فلان عمل واجب است یا نه. در این موارد، حدیث رفع میگوید: تا وقتی حکم بیان نشده، آثار تکلیف برداشته شده است. پس حدیث رفع در شبهات حکمیه بدون تردید جاری است.
۴. جریان حدیث رفع در شبهات موضوعیه شبهه موضوعیه یعنی مکلف نمیداند موضوع خارجی چیست؛ مثلاً نمیداند این مایع نجس است یا پاک. در این موارد نیز مکلف «لا یعلم» دارد. پس از نظر لفظ حدیث، شامل این موارد هم میشود. به همین دلیل بسیاری از اصولیان گفتهاند: حدیث رفع در شبهات موضوعیه نیز جاری است و آثار تکلیف را برمیدارد.
۵. اشکال مشهور: حدیث رفع ناظر به احکام است، نه موضوعات برخی گفتهاند: حدیث رفع در مقام بیان احکام است، نه موضوعات خارجی. پس «ما لا یعلمون» باید حمل بر جهل به حکم شود، نه جهل به موضوع. اما این اشکال کامل نیست؛ زیرا حدیث رفع در مقام امتنان است و امتنان هم در هر دو نوع جهل معنا دارد. مکلف در هر دو حالت گرفتار است و حدیث رفع میخواهد گرفتاری را بردارد.
۶. نتیجه اصولی اکثر اصولیان قائلاند که حدیث رفع شامل هر دو نوع شبهه میشود:
۱. شبهات حکمیه: چون مکلف حکم را نمیداند ۲. شبهات موضوعیه: چون مکلف موضوع را نمیداند
پس حدیث رفع، هم در شک در حکم و هم در شک در موضوع، آثار تکلیف را برمیدارد.
۷. نتیجه عملی در هر دو نوع شک، مکلف میتواند به برائت شرعی تمسک کند، مگر اینکه دلیل خاصی بر احتیاط وجود داشته باشد. مثال در شبهه حکمیه: نمیدانیم فلان ذکر واجب است یا نه → برائت مثال در شبهه موضوعیه: نمیدانیم این آب نجس است یا پاک → برائت
سامانه مشاوره رایگان قضایی جمهوری اسلامی ایران حجت الاسلام و المسلمین دکتر حشمدار