اصولیان در این مسئله بحث کردهاند که آیا اصول عملیه، چون وظیفه عملی مکلف را در مقام شک تعیین میکنند، میتوانند حتی در برابر قواعدی مانند لا ضرر و لا حرج جریان یابند یا اینکه این قواعد به دلیل دلالت قطعی و نصوص معتبر مقدماند.
تحلیل نشان میدهد که قواعدی مانند لا ضرر و لا حرج از ادله لفظی و نصوص معتبر شرعی سرچشمه میگیرند و در حقیقت کاشف از حکم واقعیاند. در حالی که اصول عملیه تنها برای رفع حیرت در مقام شک جعل شدهاند و هیچگاه کاشف از واقع نیستند. بنابراین اگر موردی مشمول قاعده لا ضرر یا لا حرج باشد، نوبت به اصول عملیه نمیرسد و آن قواعد مقدماند.
ثمره این بحث در فقه آن است که اگر مکلف در تکلیف مشکوکی دچار ضرر شدید شود، نمیتوان به اصل احتیاط یا استصحاب تمسک کرد، بلکه قاعده لا ضرر مقدم است و تکلیف برداشته میشود.
نتیجه این است که اصول عملیه در تعارض با قواعد عامه مانند لا ضرر و لا حرج کنار میروند، زیرا آن قواعد به دلیل نصوص معتبر و دلالت قطعی، رتبهای بالاتر دارند و کاشف از واقعاند.
اصولیان در این مسئله بحث کردهاند که آیا اصول عملیه، چون وظیفه عملی مکلف را در مقام شک تعیین میکنند، میتوانند حتی در برابر قواعدی مانند لا ضرر و لا حرج جریان یابند یا اینکه این قواعد به دلیل دلالت قطعی و نصوص معتبر مقدماند.
تحلیل نشان میدهد که قواعدی مانند لا ضرر و لا حرج از ادله لفظی و نصوص معتبر شرعی سرچشمه میگیرند و در حقیقت کاشف از حکم واقعیاند. در حالی که اصول عملیه تنها برای رفع حیرت در مقام شک جعل شدهاند و هیچگاه کاشف از واقع نیستند. بنابراین اگر موردی مشمول قاعده لا ضرر یا لا حرج باشد، نوبت به اصول عملیه نمیرسد و آن قواعد مقدماند.
ثمره این بحث در فقه آن است که اگر مکلف در تکلیف مشکوکی دچار ضرر شدید شود، نمیتوان به اصل احتیاط یا استصحاب تمسک کرد، بلکه قاعده لا ضرر مقدم است و تکلیف برداشته میشود.
نتیجه این است که اصول عملیه در تعارض با قواعد عامه مانند لا ضرر و لا حرج کنار میروند، زیرا آن قواعد به دلیل نصوص معتبر و دلالت قطعی، رتبهای بالاتر دارند و کاشف از واقعاند.
سامانه مشاوره رایگان قضایی جمهوری اسلامی ایران حجت الاسلام و المسلمین دکتر حشمدار