پس از بررسی اصول عملیه چهارگانه، اصولیان به سراغ مقایسه و تعیین قلمرو آنها میروند. پرسش اصلی این است که وقتی مکلف در وضعی دچار شک میشود، آیا باید به استصحاب تمسک کند یا به برائت، احتیاط یا تخییر.
تحلیل اصولیان نشان میدهد که استصحاب در جایی مقدم است که یقین سابق وجود داشته و اکنون شک در بقای آن حاصل شده است. در این حالت، اصل استصحاب جاری میشود و حکم به استمرار حالت سابق میکند. اما اگر یقین سابق وجود نداشته باشد، استصحاب معنا ندارد و باید به سایر اصول عملیه رجوع کرد.
ثمره این بحث در فقه بسیار روشن است. اگر کسی یقین به طهارت آب داشته و اکنون شک کند که نجس شده یا نه، استصحاب حکم به بقای طهارت میکند. اما اگر از ابتدا یقین به طهارت نداشته و فقط شک دارد، استصحاب جاری نمیشود و باید به اصل برائت یا احتیاط رجوع کرد.
نتیجه این است که استصحاب در موارد شک همراه با یقین سابق مقدم است و سایر اصول عملیه در موارد فقدان یقین سابق جریان دارند. این ترتیب، قلمرو هر اصل را مشخص میکند و مانع از تعارض آنها میشود.
پس از بررسی اصول عملیه چهارگانه، اصولیان به سراغ مقایسه و تعیین قلمرو آنها میروند. پرسش اصلی این است که وقتی مکلف در وضعی دچار شک میشود، آیا باید به استصحاب تمسک کند یا به برائت، احتیاط یا تخییر.
تحلیل اصولیان نشان میدهد که استصحاب در جایی مقدم است که یقین سابق وجود داشته و اکنون شک در بقای آن حاصل شده است. در این حالت، اصل استصحاب جاری میشود و حکم به استمرار حالت سابق میکند. اما اگر یقین سابق وجود نداشته باشد، استصحاب معنا ندارد و باید به سایر اصول عملیه رجوع کرد.
ثمره این بحث در فقه بسیار روشن است. اگر کسی یقین به طهارت آب داشته و اکنون شک کند که نجس شده یا نه، استصحاب حکم به بقای طهارت میکند. اما اگر از ابتدا یقین به طهارت نداشته و فقط شک دارد، استصحاب جاری نمیشود و باید به اصل برائت یا احتیاط رجوع کرد.
نتیجه این است که استصحاب در موارد شک همراه با یقین سابق مقدم است و سایر اصول عملیه در موارد فقدان یقین سابق جریان دارند. این ترتیب، قلمرو هر اصل را مشخص میکند و مانع از تعارض آنها میشود.
سامانه مشاوره رایگان قضایی جمهوری اسلامی ایران حجت الاسلام و المسلمین دکتر حشمدار