موضوع درس در این درس وارد یکی از حساسترین مباحث عام و خاص میشویم: تخصیص اکثر. این بحث تعیین میکند که آیا یک دلیل خاص میتواند آنقدر افراد عام را خارج کند که فقط تعداد اندکی باقی بمانند.
۱. تعریف تخصیص اکثر تخصیص اکثر یعنی اینکه دلیل خاص، بیشتر افراد عام را خارج کند و فقط تعداد کمی باقی بمانند. مثال فرضی: أکرم العلماء و سپس چند دلیل خاص بیاید و بگوید: لا تکرم الفساق لا تکرم الجهال لا تکرم الصبیان لا تکرم الکبار لا تکرم من لیس له کتاب و در نهایت فقط یک یا دو عالم باقی بمانند.
پرسش این است که آیا چنین تخصیصی عرفاً پذیرفته است یا نه.
۲. نظر مشهور اصولیان مشهور اصولیان میگویند: تخصیص اکثر اگر به حدی برسد که عرف بگوید این لفظ دیگر عام نیست، پذیرفته نمیشود. اما اگر عرف همچنان لفظ را عام بداند، تخصیص—even اگر اکثر افراد را خارج کند—ممکن است.
پس معیار، عرف است.
۳. چرا تخصیص اکثر گاهی پذیرفته نمیشود اصولیان چند دلیل ذکر کردهاند:
الف) خلاف ظاهر بودن عام ظهور در شمول دارد. اگر بیشتر افراد خارج شوند، این ظهور از بین میرود.
ب) لغویت اگر عام فقط یک یا دو فرد را شامل شود، استعمال آن لغو میشود.
ج) عدم صدق عنوان عام اگر مثلاً از صد عالم، ۹۸ نفر خارج شوند، عرف دیگر نمیگوید «أکرم العلماء» بلکه میگوید «أکرم هذین العالمین».
۴. مواردی که تخصیص اکثر پذیرفته میشود اصولیان میگویند: اگر عرف همچنان لفظ را عام بداند، تخصیص—even اگر اکثر باشد—پذیرفته است.
مثال مشهور: آیه: یوصیکم الله فی أولادکم خاص: لا یرث القاتل خاص: لا یرث الکافر خاص: لا ترث الزوجة من العقار با اینکه موارد زیادی خارج میشود، عرف همچنان آیه را عام میداند.
پس تخصیص اکثر در اینجا پذیرفته است.
۵. مواردی که تخصیص اکثر پذیرفته نیست اگر تخصیص به حدی برسد که عرف بگوید این لفظ دیگر عام نیست، تخصیص پذیرفته نمیشود.
مثال فرضی: أکرم العلماء و سپس ۹۹ درصد افراد خارج شوند عرف میگوید: این جمله دیگر معنای عام ندارد.
۶. تفاوت تخصیص اکثر با تخصیص مستهجن اصولیان میان دو نوع تخصیص فرق میگذارند:
الف) تخصیص اکثر گاهی پذیرفته است، گاهی نه؛ معیار عرف است.
ب) تخصیص مستهجن همیشه مردود است. تخصیص مستهجن یعنی خارج کردن موردی که عرف آن را زشت و غیر قابل قبول میداند. مثال: أکرم العلماء إلا زیداً الجاهل این تخصیص مستهجن است، چون زید اصلاً عالم نیست
موضوع درس در این درس وارد یکی از حساسترین مباحث عام و خاص میشویم: تخصیص اکثر. این بحث تعیین میکند که آیا یک دلیل خاص میتواند آنقدر افراد عام را خارج کند که فقط تعداد اندکی باقی بمانند.
۱. تعریف تخصیص اکثر تخصیص اکثر یعنی اینکه دلیل خاص، بیشتر افراد عام را خارج کند و فقط تعداد کمی باقی بمانند. مثال فرضی: أکرم العلماء و سپس چند دلیل خاص بیاید و بگوید: لا تکرم الفساق لا تکرم الجهال لا تکرم الصبیان لا تکرم الکبار لا تکرم من لیس له کتاب و در نهایت فقط یک یا دو عالم باقی بمانند.
پرسش این است که آیا چنین تخصیصی عرفاً پذیرفته است یا نه.
۲. نظر مشهور اصولیان مشهور اصولیان میگویند: تخصیص اکثر اگر به حدی برسد که عرف بگوید این لفظ دیگر عام نیست، پذیرفته نمیشود. اما اگر عرف همچنان لفظ را عام بداند، تخصیص—even اگر اکثر افراد را خارج کند—ممکن است.
پس معیار، عرف است.
۳. چرا تخصیص اکثر گاهی پذیرفته نمیشود اصولیان چند دلیل ذکر کردهاند:
الف) خلاف ظاهر بودن عام ظهور در شمول دارد. اگر بیشتر افراد خارج شوند، این ظهور از بین میرود.
ب) لغویت اگر عام فقط یک یا دو فرد را شامل شود، استعمال آن لغو میشود.
ج) عدم صدق عنوان عام اگر مثلاً از صد عالم، ۹۸ نفر خارج شوند، عرف دیگر نمیگوید «أکرم العلماء» بلکه میگوید «أکرم هذین العالمین».
۴. مواردی که تخصیص اکثر پذیرفته میشود اصولیان میگویند: اگر عرف همچنان لفظ را عام بداند، تخصیص—even اگر اکثر باشد—پذیرفته است.
مثال مشهور: آیه: یوصیکم الله فی أولادکم خاص: لا یرث القاتل خاص: لا یرث الکافر خاص: لا ترث الزوجة من العقار با اینکه موارد زیادی خارج میشود، عرف همچنان آیه را عام میداند.
پس تخصیص اکثر در اینجا پذیرفته است.
۵. مواردی که تخصیص اکثر پذیرفته نیست اگر تخصیص به حدی برسد که عرف بگوید این لفظ دیگر عام نیست، تخصیص پذیرفته نمیشود.
مثال فرضی: أکرم العلماء و سپس ۹۹ درصد افراد خارج شوند عرف میگوید: این جمله دیگر معنای عام ندارد.
۶. تفاوت تخصیص اکثر با تخصیص مستهجن اصولیان میان دو نوع تخصیص فرق میگذارند:
الف) تخصیص اکثر گاهی پذیرفته است، گاهی نه؛ معیار عرف است.
ب) تخصیص مستهجن همیشه مردود است. تخصیص مستهجن یعنی خارج کردن موردی که عرف آن را زشت و غیر قابل قبول میداند. مثال: أکرم العلماء إلا زیداً الجاهل این تخصیص مستهجن است، چون زید اصلاً عالم نیست
سامانه مشاوره رایگان قضایی جمهوری اسلامی ایران حجت الاسلام و المسلمین دکتر حشمدار