آیا اصول عملیه در مقام شک، نقش «قاعده ثانویه» دارند یا می‌توانند به‌عنوان «قاعده اولیه» تلقی شوند؟

پس از روشن شدن شرایط و رتبه اصول عملیه، اصولیان به این پرسش می‌رسند که جایگاه این اصول در نظام قواعد چیست. آیا آنها قواعد اولیه‌اند که مستقیماً تکلیف را بیان می‌کنند، یا اینکه تنها در فقدان دلیل اصلی به‌عنوان قواعد ثانویه وارد عمل می‌شوند.

تحلیل نشان می‌دهد که اصول عملیه همواره در رتبه ثانوی قرار دارند. زیرا قواعد اولیه همان ادله لفظی و امارات‌اند که کاشف از حکم واقعی‌اند. اصول عملیه تنها زمانی جریان دارند که دلیل اولیه در دسترس نباشد و مکلف در مقام شک باقی بماند.

ثمره این بحث در فقه آن است که اگر دلیل معتبر بر وجوب یا حرمت وجود داشته باشد، نمی‌توان به اصول عملیه رجوع کرد. آنها فقط در فقدان دلیل اولیه جریان دارند و وظیفه عملی مکلف را روشن می‌کنند.

نتیجه این است که اصول عملیه قواعد ثانویه‌اند و جایگاهشان در منظومه اصول فقه، تعیین تکلیف در شرایط فقدان دلیل اصلی است.

پس از روشن شدن شرایط و رتبه اصول عملیه، اصولیان به این پرسش می‌رسند که جایگاه این اصول در نظام قواعد چیست. آیا آنها قواعد اولیه‌اند که مستقیماً تکلیف را بیان می‌کنند، یا اینکه تنها در فقدان دلیل اصلی به‌عنوان قواعد ثانویه وارد عمل می‌شوند.

تحلیل نشان می‌دهد که اصول عملیه همواره در رتبه ثانوی قرار دارند. زیرا قواعد اولیه همان ادله لفظی و امارات‌اند که کاشف از حکم واقعی‌اند. اصول عملیه تنها زمانی جریان دارند که دلیل اولیه در دسترس نباشد و مکلف در مقام شک باقی بماند.

ثمره این بحث در فقه آن است که اگر دلیل معتبر بر وجوب یا حرمت وجود داشته باشد، نمی‌توان به اصول عملیه رجوع کرد. آنها فقط در فقدان دلیل اولیه جریان دارند و وظیفه عملی مکلف را روشن می‌کنند.

نتیجه این است که اصول عملیه قواعد ثانویه‌اند و جایگاهشان در منظومه اصول فقه، تعیین تکلیف در شرایط فقدان دلیل اصلی است.

با کلیک روی عکس،  سوال خود را یطور خودکار درواتساپ طرح نمایید وپاسخ رایگان دریافت نمایید

Check Also

آیا استصحاب در شبهات حکمیه، هنگامی که یقین سابق به حکم کلی داریم ولی شک در بقای آن ناشی از احتمال تعارض با اجماع یا شهرت فتوایی باشد، جریان دارد یا خیر؟

اصولیان در اینجا دو دیدگاه دارند. برخی معتقدند که استصحاب در فرض تعارض با اجماع …