آیا شارع در موارد شک، تکلیف را برمی‌دارد؟و آیا ادله شرعی مانند «حدیث رفع» و «حدیث حلّ» واقعاً دلالت بر برائت دارند؟

۱. موضوع درس
در درس قبل ثابت شد که عقل می‌گوید: تا وقتی تکلیف بیان نشده باشد، عقاب قبیح است.
این شد برائت عقلی.
در این درس می‌خواهیم ببینیم آیا خودِ شارع هم همین را می‌گوید یا نه.
یعنی آیا شارع در موارد شک، تکلیف را برمی‌دارد و مکلف را آزاد می‌گذارد.
ادله اصلی این بحث دو حدیث مشهور است: حدیث رفع و حدیث حلّ.

۲. حدیث رفع و دلالت آن بر برائت
متن حدیث چنین است: «رفع عن امتی… ما لا یعلمون…».
مقصود از رفع در این حدیث، رفع واقعی نیست؛ چون جهل مکلف، حکم واقعی را از بین نمی‌برد.
پس رفع در این حدیث به معنای رفع آثار تکلیف مجهول است؛ یعنی شارع می‌گوید: تا وقتی نمی‌دانی تکلیفی وجود دارد، من آثار آن تکلیف را بر تو مترتب نمی‌کنم.
عبارت «ما لا یعلمون» شامل هر موردی است که مکلف نسبت به تکلیف علم ندارد.
بنابراین حدیث رفع به‌طور مستقیم می‌گوید: تکلیف مجهول از مکلف برداشته شده است.
این همان برائت شرعی است.

۳. حدیث حلّ و دلالت آن بر برائت
متن حدیث چنین است: «کل شیء لک حلال حتی تعلم أنه حرام».
این حدیث می‌گوید: اصل در اشیاء حلیت است، مگر اینکه حرمت ثابت شود.
پس در موارد شک در حرمت، شارع حکم به حلیت می‌کند.
این نیز نوعی برائت شرعی است، اما قلمرو آن بیشتر در شبهات تحریمیه است، نه در همه انواع تکلیف.

۴. تفاوت قلمرو دو حدیث
حدیث رفع دایره وسیع‌تری دارد و شامل شک در وجوب، حرمت، شرطیت، مانعیت و جزئیت می‌شود.
اما حدیث حلّ بیشتر ناظر به شک در حرمت است.
به همین دلیل اصولیون حدیث رفع را دلیل اصلی برائت شرعی می‌دانند و حدیث حلّ را مؤید آن.

۵. نتیجه نهایی
با توجه به دو حدیث رفع و حلّ، روشن می‌شود که شارع نیز مانند عقل، در موارد شک، تکلیف را برمی‌دارد.
حدیث رفع می‌گوید: آثار تکلیف مجهول برداشته شده است.
حدیث حلّ می‌گوید: تا وقتی حرمت ثابت نشده، اصل حلیت است.
پس برائت شرعی ثابت می‌شود و مکلف در موارد شک، ملزم به احتیاط نیست مگر اینکه دلیل خاصی بر الزام وجود داشته باشد.


۱. موضوع درس
در درس قبل ثابت شد که عقل می‌گوید: تا وقتی تکلیف بیان نشده باشد، عقاب قبیح است.
این شد برائت عقلی.
در این درس می‌خواهیم ببینیم آیا خودِ شارع هم همین را می‌گوید یا نه.
یعنی آیا شارع در موارد شک، تکلیف را برمی‌دارد و مکلف را آزاد می‌گذارد.
ادله اصلی این بحث دو حدیث مشهور است: حدیث رفع و حدیث حلّ.

۲. حدیث رفع و دلالت آن بر برائت
متن حدیث چنین است: «رفع عن امتی… ما لا یعلمون…».
مقصود از رفع در این حدیث، رفع واقعی نیست؛ چون جهل مکلف، حکم واقعی را از بین نمی‌برد.
پس رفع در این حدیث به معنای رفع آثار تکلیف مجهول است؛ یعنی شارع می‌گوید: تا وقتی نمی‌دانی تکلیفی وجود دارد، من آثار آن تکلیف را بر تو مترتب نمی‌کنم.
عبارت «ما لا یعلمون» شامل هر موردی است که مکلف نسبت به تکلیف علم ندارد.
بنابراین حدیث رفع به‌طور مستقیم می‌گوید: تکلیف مجهول از مکلف برداشته شده است.
این همان برائت شرعی است.

۳. حدیث حلّ و دلالت آن بر برائت
متن حدیث چنین است: «کل شیء لک حلال حتی تعلم أنه حرام».
این حدیث می‌گوید: اصل در اشیاء حلیت است، مگر اینکه حرمت ثابت شود.
پس در موارد شک در حرمت، شارع حکم به حلیت می‌کند.
این نیز نوعی برائت شرعی است، اما قلمرو آن بیشتر در شبهات تحریمیه است، نه در همه انواع تکلیف.

۴. تفاوت قلمرو دو حدیث
حدیث رفع دایره وسیع‌تری دارد و شامل شک در وجوب، حرمت، شرطیت، مانعیت و جزئیت می‌شود.
اما حدیث حلّ بیشتر ناظر به شک در حرمت است.
به همین دلیل اصولیون حدیث رفع را دلیل اصلی برائت شرعی می‌دانند و حدیث حلّ را مؤید آن.

۵. نتیجه نهایی
با توجه به دو حدیث رفع و حلّ، روشن می‌شود که شارع نیز مانند عقل، در موارد شک، تکلیف را برمی‌دارد.
حدیث رفع می‌گوید: آثار تکلیف مجهول برداشته شده است.
حدیث حلّ می‌گوید: تا وقتی حرمت ثابت نشده، اصل حلیت است.
پس برائت شرعی ثابت می‌شود و مکلف در موارد شک، ملزم به احتیاط نیست مگر اینکه دلیل خاصی بر الزام وجود داشته باشد.


با کلیک روی عکس،  سوال خود را یطور خودکار درواتساپ طرح نمایید وپاسخ رایگان دریافت نمایید

Check Also

آیا استصحاب در شبهات حکمیه، هنگامی که یقین سابق به حکم کلی داریم ولی شک در بقای آن ناشی از احتمال تعارض با اجماع یا شهرت فتوایی باشد، جریان دارد یا خیر؟

اصولیان در اینجا دو دیدگاه دارند. برخی معتقدند که استصحاب در فرض تعارض با اجماع …