وقتی دو دلیل عام با یکدیگر برخورد می‌کنند و هرکدام بخشی از دیگری را شامل می‌شود، اما هیچ‌کدام خاص دیگری نیست، چگونه باید میان آنها جمع کرد؟

در این درس وارد بحث «تعارض عامین من وجه» می‌شویم؛ یعنی جایی که دو عام با هم تقاطع دارند: بعضی افراد تحت هر دو عام قرار می‌گیرند، بعضی فقط تحت یکی، و بعضی تحت هیچ‌کدام. این حالت پیچیده‌ترین نوع برخورد میان ادله است.

۱. تعریف عامین من وجه عامین من وجه یعنی دو دلیل عام که نسبت میان آنها نه عموم مطلق است و نه تباین، بلکه عموم و خصوص من وجه است. یعنی: الف) یک بخش مشترک دارند ب) یک بخش مخصوص دلیل اول است ج) یک بخش مخصوص دلیل دوم است

مثال ساده: عام اول: أکرم العلماء عام دوم: لا تکرم الفساق بخش مشترک: عالم فاسق بخش مختص اول: عالم عادل بخش مختص دوم: فاسق غیرعالم

۲. محل نزاع نزاع اصولی در این است که در بخش مشترک چه باید کرد. چون هر دو دلیل درباره بخش مشترک حکم دارند، اما حکمشان متعارض است.

در مثال بالا: أکرم العلماء → عالم فاسق را شامل می‌شود لا تکرم الفساق → عالم فاسق را شامل می‌شود پس در مورد عالم فاسق تعارض رخ می‌دهد.

۳. آیا این تعارض واقعی است بله، برخلاف عام و خاص که تعارض واقعی ندارند، در عامین من وجه تعارض واقعی در بخش مشترک وجود دارد. چون هیچ‌کدام خاص دیگری نیستند و عرف نمی‌تواند یکی را بر دیگری مقدم کند.

۴. روش اصولیان در حل تعارض اصولیان می‌گویند: الف) در بخش غیر مشترک، هر دلیل طبق عموم خودش عمل می‌کند ب) در بخش مشترک، تعارض رخ می‌دهد ج) در بخش مشترک، نوبت به قواعد باب تعارض می‌رسد

یعنی: اگر یکی از دو دلیل اقوی باشد، همان مقدم می‌شود اگر هر دو مساوی باشند، تساقط می‌کنند و نوبت به اصول عملیه می‌رسد.

۵. مثال فقهی روشن عام اول: أکرم العلماء عام دوم: لا تکرم الفساق سه بخش داریم:

الف) عالم عادل → فقط تحت عام اول است → اکرام واجب است ب) فاسق غیرعالم → فقط تحت عام دوم است → اکرام حرام است ج) عالم فاسق → تحت هر دو است → تعارض

در بخش مشترک: اگر دلیل «لا تکرم الفساق» اقوی باشد، حرمت مقدم می‌شود اگر دلیل «أکرم العلماء» اقوی باشد، وجوب مقدم می‌شود اگر هیچ‌کدام اقوی نباشند، هر دو تساقط می‌کنند و نوبت به اصل عملی می‌رسد (مثلاً برائت یا تخییر).

۶. معیار اقوائیت اصولیان چند معیار برای اقوائیت ذکر کرده‌اند:

الف) اقوائیت سندی اگر یکی صحیح باشد و دیگری ضعیف، صحیح مقدم است.

ب) اقوائیت دلالی اگر یکی نص باشد و دیگری ظاهر، نص مقدم است.

ج) اقوائیت جهتی اگر یکی در مقام بیان باشد و دیگری نباشد، اولی مقدم است.

اگر هیچ‌کدام بر دیگری ترجیح نداشته باشند، تعارض مستقر است.

۷. نتیجه تعارض مستقر اگر ترجیح ممکن نباشد، هر دو دلیل در بخش مشترک تساقط می‌کنند. یعنی هیچ‌کدام حجت نیستند. در این صورت نوبت به اصول عملیه می‌رسد.

مثال: اگر درباره عالم فاسق هیچ ترجیحی نباشد، اصل عملی می‌گوید: اکرام واجب نیست (برائت از وجوب) و حرمت هم ثابت نیست (برائت از حرمت) پس نتیجه تخییر عملی است.

در این درس وارد بحث «تعارض عامین من وجه» می‌شویم؛ یعنی جایی که دو عام با هم تقاطع دارند: بعضی افراد تحت هر دو عام قرار می‌گیرند، بعضی فقط تحت یکی، و بعضی تحت هیچ‌کدام. این حالت پیچیده‌ترین نوع برخورد میان ادله است.

۱. تعریف عامین من وجه عامین من وجه یعنی دو دلیل عام که نسبت میان آنها نه عموم مطلق است و نه تباین، بلکه عموم و خصوص من وجه است. یعنی: الف) یک بخش مشترک دارند ب) یک بخش مخصوص دلیل اول است ج) یک بخش مخصوص دلیل دوم است

مثال ساده: عام اول: أکرم العلماء عام دوم: لا تکرم الفساق بخش مشترک: عالم فاسق بخش مختص اول: عالم عادل بخش مختص دوم: فاسق غیرعالم

۲. محل نزاع نزاع اصولی در این است که در بخش مشترک چه باید کرد. چون هر دو دلیل درباره بخش مشترک حکم دارند، اما حکمشان متعارض است.

در مثال بالا: أکرم العلماء → عالم فاسق را شامل می‌شود لا تکرم الفساق → عالم فاسق را شامل می‌شود پس در مورد عالم فاسق تعارض رخ می‌دهد.

۳. آیا این تعارض واقعی است بله، برخلاف عام و خاص که تعارض واقعی ندارند، در عامین من وجه تعارض واقعی در بخش مشترک وجود دارد. چون هیچ‌کدام خاص دیگری نیستند و عرف نمی‌تواند یکی را بر دیگری مقدم کند.

۴. روش اصولیان در حل تعارض اصولیان می‌گویند: الف) در بخش غیر مشترک، هر دلیل طبق عموم خودش عمل می‌کند ب) در بخش مشترک، تعارض رخ می‌دهد ج) در بخش مشترک، نوبت به قواعد باب تعارض می‌رسد

یعنی: اگر یکی از دو دلیل اقوی باشد، همان مقدم می‌شود اگر هر دو مساوی باشند، تساقط می‌کنند و نوبت به اصول عملیه می‌رسد.

۵. مثال فقهی روشن عام اول: أکرم العلماء عام دوم: لا تکرم الفساق سه بخش داریم:

الف) عالم عادل → فقط تحت عام اول است → اکرام واجب است ب) فاسق غیرعالم → فقط تحت عام دوم است → اکرام حرام است ج) عالم فاسق → تحت هر دو است → تعارض

در بخش مشترک: اگر دلیل «لا تکرم الفساق» اقوی باشد، حرمت مقدم می‌شود اگر دلیل «أکرم العلماء» اقوی باشد، وجوب مقدم می‌شود اگر هیچ‌کدام اقوی نباشند، هر دو تساقط می‌کنند و نوبت به اصل عملی می‌رسد (مثلاً برائت یا تخییر).

۶. معیار اقوائیت اصولیان چند معیار برای اقوائیت ذکر کرده‌اند:

الف) اقوائیت سندی اگر یکی صحیح باشد و دیگری ضعیف، صحیح مقدم است.

ب) اقوائیت دلالی اگر یکی نص باشد و دیگری ظاهر، نص مقدم است.

ج) اقوائیت جهتی اگر یکی در مقام بیان باشد و دیگری نباشد، اولی مقدم است.

اگر هیچ‌کدام بر دیگری ترجیح نداشته باشند، تعارض مستقر است.

۷. نتیجه تعارض مستقر اگر ترجیح ممکن نباشد، هر دو دلیل در بخش مشترک تساقط می‌کنند. یعنی هیچ‌کدام حجت نیستند. در این صورت نوبت به اصول عملیه می‌رسد.

مثال: اگر درباره عالم فاسق هیچ ترجیحی نباشد، اصل عملی می‌گوید: اکرام واجب نیست (برائت از وجوب) و حرمت هم ثابت نیست (برائت از حرمت) پس نتیجه تخییر عملی است.

با کلیک روی عکس،  سوال خود را یطور خودکار درواتساپ طرح نمایید وپاسخ رایگان دریافت نمایید

Check Also

آیا استصحاب در شبهات حکمیه، هنگامی که یقین سابق به حکم کلی داریم ولی شک در بقای آن ناشی از احتمال تعارض با اجماع یا شهرت فتوایی باشد، جریان دارد یا خیر؟

اصولیان در اینجا دو دیدگاه دارند. برخی معتقدند که استصحاب در فرض تعارض با اجماع …