مثال: شارع میگوید: «صلّ» آیا این امر، نهی از «ترک صلاة» است؟ آیا نهی از «ضد عام» (ترک) است؟ آیا نهی از «ضد خاص» (مثل خوردن، خوابیدن، راه رفتن) است؟
این پرسش منشأ اختلافات مهمی میان اصولیان شده است.
۱) تعریف ضد
اصولیان ضد را به دو قسم تقسیم میکنند:
۱) ضد عام
یعنی ترک فعل مثال: ضد عامِ صلاة = ترک صلاة
۲) ضد خاص
یعنی افعالی که با فعل مطلوب قابل جمع نیستند مثال: ضد خاصِ صلاة = خوردن، خوابیدن، راه رفتن، سخن گفتن (در وقت نماز)
نزاع اصولی بیشتر دربارهٔ ضد خاص است.
۲) محل نزاع
پرسش اصلی:
آیا امر به شیء، نهی از ضد عام یا ضد خاص را اقتضا میکند؟
سه احتمال:
- امر به شیء = نهی از ضد عام
- امر به شیء = نهی از ضد خاص
- امر به شیء هیچ نهیای را اقتضا نمیکند
۳) قول مشهور: امر به شیء نهی از ضد خاص را اقتضا نمیکند
مشهور اصولیان شیعه معتقدند:
امر به شیء، نهی از ضد خاص را اقتضا نمیکند.
دلیل
- ضد خاص، فعل مستقل است
- امر به یک فعل، مستلزم نهی از فعل دیگر نیست
- نهی نیازمند دلیل مستقل است
- ملازمهٔ عقلی میان امر به شیء و نهی از ضد خاص وجود ندارد
قائلان مشهور
- آخوند خراسانی
- نائینی
- اصفهانی
- علامه طباطبایی
- خویی
- امام خمینی
۴) آیا امر به شیء نهی از ضد عام را اقتضا میکند؟
مشهور اصولیان میگویند:
امر به شیء، نهی از ضد عام را اقتضا میکند، اما این نهی، نهی مولوی نیست؛ بلکه نهی عقلی است.
یعنی:
- عقل میگوید: اگر باید نماز بخوانی، نباید ترک نماز کنی
- این «نباید»، حکم شرعی نیست
- بلکه حکم عقلی است
- و اثر شرعی ندارد (مثل حرمت، فساد، عقاب)
۵) اقوال علما بهصورت تفصیلی
۱) آخوند خراسانی
آخوند میگوید:
- امر به شیء، نهی از ضد خاص را اقتضا نمیکند
- زیرا ضد خاص، فعل مستقل است
- ملازمهٔ عقلی میان امر و نهی وجود ندارد
- اما امر به شیء، نهی عقلی از ضد عام را اقتضا میکند
- این نهی، مولوی نیست؛ ارشادی است
آخوند این تحلیل را بسیار دقیق و فلسفی بیان میکند.
۲) محقق نائینی
نائینی نیز همین مبنا را میپذیرد:
- امر به شیء، نهی از ضد خاص را اقتضا نمیکند
- زیرا ضد خاص، فعل وجودی است
- و ترک آن، مقدمهٔ وجودی فعل مأموربه نیست
- اما ترک ضد خاص، گاهی مقدمهٔ عدمی است
- مقدمهٔ عدمی، واجب نیست
- پس نهی از ضد خاص ثابت نمیشود
نائینی تحلیل «مقدمهٔ عدمی» را وارد بحث میکند.
۳) محقق اصفهانی
اصفهانی با مبنای «تعهد» وارد بحث میشود:
- امر = ابراز تعهد به طلب فعل
- نهی = ابراز تعهد به ترک فعل
- تعهد به فعل، تعهد به ترک ضد خاص نیست
- پس امر به شیء، نهی از ضد خاص را اقتضا نمیکند
- اما عقل میگوید: ترک ضد عام لازم است
- این نهی، ارشادی است، نه مولوی
اصفهانی تحلیل بسیار دقیق و فلسفی ارائه میکند.
۴) علامه طباطبایی
علامه تحلیل عرفی ارائه میکند:
- عرف از امر به شیء، نهی از ضد خاص نمیفهمد
- عرف فقط میفهمد که باید فعل را انجام داد
- ترک فعل، خلاف امر است
- اما انجام ضد خاص، خلاف امر نیست مگر اینکه مانع باشد
- پس نهی از ضد خاص ثابت نیست
۵) سید ابوالقاسم خویی
خویی از مدافعان قوی قول مشهور است:
- امر به شیء، نهی از ضد خاص را اقتضا نمیکند
- زیرا ضد خاص، فعل وجودی است
- و ترک آن، مقدمهٔ وجودی فعل نیست
- نهی از ضد عام، عقلی است، نه شرعی
- پس اثر شرعی ندارد
۶) امام خمینی
امام خمینی نیز همین مبنا را میپذیرد:
- امر به شیء، نهی از ضد خاص را اقتضا نمیکند
- زیرا عرف چنین ملازمهای را نمیفهمد
- نهی از ضد عام، عقلی است
- و نهی عقلی، اثر شرعی ندارد
- پس امر به شیء، هیچ نهی مولویای را اقتضا نمیکند
امام تأکید میکند که این بحث، کاملاً عرفی است.
۶) ثمرات بحث امر به شیء و نهی از ضد
۱) در نماز و ضدهای آن
مثلاً: «صلّ» آیا خوردن در وقت نماز حرام است؟ → خیر، مگر دلیل مستقل داشته باشد.
۲) در امر به معروف و نهی از منکر
آیا امر به معروف، نهی از ضد خاص را اقتضا میکند؟ → خیر.
۳) در معاملات
آیا امر به وفای به عقد، نهی از ضد خاص را اقتضا میکند؟ → خیر.
۴) در اصول عملیه
اگر شک کنیم که ضد خاص حرام است یا نه: → چون نهی مولوی ثابت نیست → اصل برائت جاری میشود.
۷) جمعبندی تحلیلی
در یک نگاه تطبیقی:
- آخوند: نهی از ضد خاص ثابت نیست؛ نهی از ضد عام عقلی است
- نائینی: نهی از ضد خاص ثابت نیست؛ مقدمهٔ عدمی واجب نیست
- اصفهانی: نهی از ضد خاص ثابت نیست؛ تعهد فقط به فعل است
- علامه: عرف نهی از ضد خاص را نمیفهمد
- خویی: نهی از ضد خاص ثابت نیست؛ نهی عقلی اثر شرعی ندارد
- امام خمینی: نهی از ضد خاص ثابت نیست؛ نهی عقلی ارشادی است
نتیجه: در اصول شیعه، امر به شیء نهی از ضد خاص را اقتضا نمیکند و این تقریباً یک امر مسلّم است
مثال: شارع میگوید: «صلّ» آیا این امر، نهی از «ترک صلاة» است؟ آیا نهی از «ضد عام» (ترک) است؟ آیا نهی از «ضد خاص» (مثل خوردن، خوابیدن، راه رفتن) است؟
این پرسش منشأ اختلافات مهمی میان اصولیان شده است.
۱) تعریف ضد
اصولیان ضد را به دو قسم تقسیم میکنند:
۱) ضد عام
یعنی ترک فعل مثال: ضد عامِ صلاة = ترک صلاة
۲) ضد خاص
یعنی افعالی که با فعل مطلوب قابل جمع نیستند مثال: ضد خاصِ صلاة = خوردن، خوابیدن، راه رفتن، سخن گفتن (در وقت نماز)
نزاع اصولی بیشتر دربارهٔ ضد خاص است.
۲) محل نزاع
پرسش اصلی:
آیا امر به شیء، نهی از ضد عام یا ضد خاص را اقتضا میکند؟
سه احتمال:
- امر به شیء = نهی از ضد عام
- امر به شیء = نهی از ضد خاص
- امر به شیء هیچ نهیای را اقتضا نمیکند
۳) قول مشهور: امر به شیء نهی از ضد خاص را اقتضا نمیکند
مشهور اصولیان شیعه معتقدند:
امر به شیء، نهی از ضد خاص را اقتضا نمیکند.
دلیل
- ضد خاص، فعل مستقل است
- امر به یک فعل، مستلزم نهی از فعل دیگر نیست
- نهی نیازمند دلیل مستقل است
- ملازمهٔ عقلی میان امر به شیء و نهی از ضد خاص وجود ندارد
قائلان مشهور
- آخوند خراسانی
- نائینی
- اصفهانی
- علامه طباطبایی
- خویی
- امام خمینی
۴) آیا امر به شیء نهی از ضد عام را اقتضا میکند؟
مشهور اصولیان میگویند:
امر به شیء، نهی از ضد عام را اقتضا میکند، اما این نهی، نهی مولوی نیست؛ بلکه نهی عقلی است.
یعنی:
- عقل میگوید: اگر باید نماز بخوانی، نباید ترک نماز کنی
- این «نباید»، حکم شرعی نیست
- بلکه حکم عقلی است
- و اثر شرعی ندارد (مثل حرمت، فساد، عقاب)
۵) اقوال علما بهصورت تفصیلی
۱) آخوند خراسانی
آخوند میگوید:
- امر به شیء، نهی از ضد خاص را اقتضا نمیکند
- زیرا ضد خاص، فعل مستقل است
- ملازمهٔ عقلی میان امر و نهی وجود ندارد
- اما امر به شیء، نهی عقلی از ضد عام را اقتضا میکند
- این نهی، مولوی نیست؛ ارشادی است
آخوند این تحلیل را بسیار دقیق و فلسفی بیان میکند.
۲) محقق نائینی
نائینی نیز همین مبنا را میپذیرد:
- امر به شیء، نهی از ضد خاص را اقتضا نمیکند
- زیرا ضد خاص، فعل وجودی است
- و ترک آن، مقدمهٔ وجودی فعل مأموربه نیست
- اما ترک ضد خاص، گاهی مقدمهٔ عدمی است
- مقدمهٔ عدمی، واجب نیست
- پس نهی از ضد خاص ثابت نمیشود
نائینی تحلیل «مقدمهٔ عدمی» را وارد بحث میکند.
۳) محقق اصفهانی
اصفهانی با مبنای «تعهد» وارد بحث میشود:
- امر = ابراز تعهد به طلب فعل
- نهی = ابراز تعهد به ترک فعل
- تعهد به فعل، تعهد به ترک ضد خاص نیست
- پس امر به شیء، نهی از ضد خاص را اقتضا نمیکند
- اما عقل میگوید: ترک ضد عام لازم است
- این نهی، ارشادی است، نه مولوی
اصفهانی تحلیل بسیار دقیق و فلسفی ارائه میکند.
۴) علامه طباطبایی
علامه تحلیل عرفی ارائه میکند:
- عرف از امر به شیء، نهی از ضد خاص نمیفهمد
- عرف فقط میفهمد که باید فعل را انجام داد
- ترک فعل، خلاف امر است
- اما انجام ضد خاص، خلاف امر نیست مگر اینکه مانع باشد
- پس نهی از ضد خاص ثابت نیست
۵) سید ابوالقاسم خویی
خویی از مدافعان قوی قول مشهور است:
- امر به شیء، نهی از ضد خاص را اقتضا نمیکند
- زیرا ضد خاص، فعل وجودی است
- و ترک آن، مقدمهٔ وجودی فعل نیست
- نهی از ضد عام، عقلی است، نه شرعی
- پس اثر شرعی ندارد
۶) امام خمینی
امام خمینی نیز همین مبنا را میپذیرد:
- امر به شیء، نهی از ضد خاص را اقتضا نمیکند
- زیرا عرف چنین ملازمهای را نمیفهمد
- نهی از ضد عام، عقلی است
- و نهی عقلی، اثر شرعی ندارد
- پس امر به شیء، هیچ نهی مولویای را اقتضا نمیکند
امام تأکید میکند که این بحث، کاملاً عرفی است.
۶) ثمرات بحث امر به شیء و نهی از ضد
۱) در نماز و ضدهای آن
مثلاً: «صلّ» آیا خوردن در وقت نماز حرام است؟ → خیر، مگر دلیل مستقل داشته باشد.
۲) در امر به معروف و نهی از منکر
آیا امر به معروف، نهی از ضد خاص را اقتضا میکند؟ → خیر.
۳) در معاملات
آیا امر به وفای به عقد، نهی از ضد خاص را اقتضا میکند؟ → خیر.
۴) در اصول عملیه
اگر شک کنیم که ضد خاص حرام است یا نه: → چون نهی مولوی ثابت نیست → اصل برائت جاری میشود.
۷) جمعبندی تحلیلی
در یک نگاه تطبیقی:
- آخوند: نهی از ضد خاص ثابت نیست؛ نهی از ضد عام عقلی است
- نائینی: نهی از ضد خاص ثابت نیست؛ مقدمهٔ عدمی واجب نیست
- اصفهانی: نهی از ضد خاص ثابت نیست؛ تعهد فقط به فعل است
- علامه: عرف نهی از ضد خاص را نمیفهمد
- خویی: نهی از ضد خاص ثابت نیست؛ نهی عقلی اثر شرعی ندارد
- امام خمینی: نهی از ضد خاص ثابت نیست؛ نهی عقلی ارشادی است
نتیجه: در اصول شیعه، امر به شیء نهی از ضد خاص را اقتضا نمیکند و این تقریباً یک امر مسلّم است
سامانه مشاوره رایگان قضایی جمهوری اسلامی ایران حجت الاسلام و المسلمین دکتر حشمدار