با عنایت به اصل 171 قانون اساسی و ماده 58 ق.م.ا. اشتباه قاضی ناشی از دو امر است:
1. اشتباه ناشی از تقصیر قاضی
چنانچه اشتباه ناشی از تقصیر یا عمد قاضی باشد، خود او ضامن خواهد بود.
مقصود از تقصیر شغلی قاضی عبارتست از ارتکاب عملی که قاضی از آن منع شده و
یا ترک کاری است که قاضی برای حفظ حقوق و آزادیهای طرفین دعوی ملزم به
رعایت آن بوده، ولی در نتیجه ارتکاب تقصیر، ضرر و زیان مادی یا معنوی متوجه
کسی شود. به موجب ماده 953 قانون مدنی تقصیر اعم از تعدی و تفریط بوده و
ماده 951 تعدی را تجاوز نمودن از حدود اذن یا متعارف تعریف کرده است. قضات
نیز مانند هر صنف دیگری در ایفای وظایف خویش تابع قوانین گوناگونی هستند و
در صورت تجاوز از آن قوانین، به هنگام رسیدگی به دعاوی و اصدار حکم و ایراد
خسارت؛ مقصر شناخته شده و در نتیجه مسئولیت قانونی متوجه آنان خواهد شد.
لذا حقوقدانان ایشان را کارمند استخدامی دولت محسوب و به موجب ماده 11
قانون مسئولیت مدنی مصوب 1339 ، در صورتی که به مناسبت انجام وظیفه، عمدا
یا در نتیجه بیاحتیاطی، خسارتی به اشخاص وارد نمایند، شخصا مسئول جبران
خسارت وارده میباشند.
لازم به ذکر است که ماده 336 قانون مجازات اسلامی در تفسیر تقصیر ناشی از
رانندگان در صورت تصادم، تقصیر را اعم از بیاحتیاطی، بی مبالاتی، عدم
مهارت، و عدم رعایت نظامات دولتی دانسته است.
2.اشتباه ناشی از سهو قاضی
آنگاه که قاضی شرایط تقصیر را نداشته و بدون سوءنیت و سهوا مرتکب اشتباه
شود، مسئولیتی متوجه او نخواهد بود و دولت باید خسارات حاصل از این اشتباه
را جبران نماید. از آنجا که قاضی قصد ایراد خسارت را نداشته و در صدد
انجام وظیفه بوده است، عدم مسئولیت وی امری منطقی است. اما به هر حال در
جهت حفظ وجهه دستگاه قضایی و اجرای عدالت، نبایست زیاندیده را به حال خود
رها نمود. چرا که قوه قضائیه به عنوان دستگاهی حاکمیتی، مسئولیت نهایی امر
قضا را برعهده دارد و ضمان متوجه او خواهد بود.
لذا جبران خسارت زیاندیده توسط دولت باید به عمل آید.
مصادیق اشتباه قاضی در قانون
به طور کلی مراد از اشتباه قاضی در ماده 58 ق.م.ا. ، عبارتست از تصور
امر خلاف از ناحیه دادرس نسبت به موضوع دعوی مطروحه در دادگاه یا در تشخیص
مرتکب جرم یا نسبت به درک حکم قانون و مقررارتی است که رعایت آنها برای
دادگاه لازم است و در نتیجه آن ضرر و زیان به کسی وارد شود.
با استفاده از ماده 58 ق.م.ا. اشتباه قاضی در دو مورد مصداق پیدا میکند:
الف. اشتباه قاضی در موضوع دعوی
به عنوان مثال از آنجا که در صحت عقد توافق و تعیین طرفین بر موضوع و نوع
معامله شرطی اساسی بوده و فقدان آن موجب بطلان عقد است. چنانچه طرفین در
دادگاه اقامه دعوی کرده و هر یک یک نوع عقد را مدعی شوند، و مدارکی ارائه
دهند و دادگاه بدون توجه به عدم توافق طرفین بر نوع معامله اقدام به صدور
حکم به ضرر یکی از طرفین نماید، مورد از مصادیق اشتباه قاضی در موضوع دعوی
بوده قابل انطباق بر ماده 58 ق.م.ا. میباشد.
ب. اشتباه قاضی در تطبیق حکم بر مورد خاص
در تحلیل دقیق از این نوع اشتباه، باید توجه داشت که این اشتباه ممکن است به دو صورت تحقق یابد:
1. قاضی از وجود قانون بی اطلاع باشد. به عنوان مثال از یکی از تبصرههای
قانون بودجه سالهای قبل بی اطلاع باشد. در این صورت جهل رافع مسئولیت وی
نبوده، مسئولیت مدنی او موجب ضمان قاضی میگردد. در حقیقت در این مورد قاضی
تقصیر داشته است.
2. ممکن است قاضی برداشت نادرستی از حکم قانون بر مورد خاص کند و به ضرر
کسی تمام شود. در صورت تقصیر شخص قاضی و در صورت سهو دولت مسئول خواهد بود.
خسارت ناشی از اشتباه قاضی
خسارت یا ضرر و زیان به معنای اعم عبارت است از « هر نوع صدمه به سلامت
یا حیات شخص که موجب از بین رفتن مال یا کسر ثروت و دارایی یا هتک حیثیت و
اعتبار یا از بین بردن منفعت مشروع اشخاص میشود» لازم به ذکر است که عمل
زیانبار در صورتی نیازمند جبران خسارت است که اولا ضرر و زیان مسلم باشد،
ثانیا مستقیم باشد، ثالثا نیابید جبران شده باشد و رابعا رابطه علیت میان
اشتباه قاضی و زیان حاصله احراز گردد.
با توجه به ماده 58 ق.م.ا. خسارت ناشی از اشتباه قاضی بر دو نوع است:
1. خسارت مادی: خسارت مادی قابل جبران ناظر به از بین رفتن مال یا کسر ثروت یا منفعت مشروعی است که در نتیجه اشتباه قاضی در تشخیص موضوع یا در تطبیق حکم بر مورد خاص حاصل خواهد شد. در این قبیل خسارات، دولت یا قاضی اقدام به پرداخت خسارت خواهد کرد.
2. خسارت معنوی: مانند ازبین رفتن آبرو، یا صدمات روحی که جنبه غیر مالی دارد. در این قبیل خسارات به سبب این غیر قابل ارزیابی مادی بوده و نمیتوان آنرا به پول تقویم کرد، برخی آن را غیر قابل جبران میدانند. هر چند برخی نیز بر پرداخت مالی به زیاندیده اصرار داشته، آن را موجب خشنودی وی دانسته و سبب کاهش تالمات وی میدانند. به طور کلی چنانچه در ماده 58 نیز اشاره شده است باید از زیاندیده اعاده حیثیت نمود.
اعاده حیثیت به موجب ماده 10 قانون مسئولیت مدنی، صورت میگیرد. بر اساس این ماده « هرگاه اهمیت زیان و نوع تقصیر ایجاب نماید، دادگاه میتواند در صورت اثبات تقصیر، علاوه بر صدور حکم به خسارت مالی، به رفع زیان از طریق دیگر از قبیل الزام به عذر خواهی و درج حکم در جراید و امثال آن اقدام نماید».
بندهای الف و ب ماده 235 ق.آ.د.ک. دو مقام را برای اعلام اشتباه صالح دانسته است:
2) قاضی دیگری که پرونده از راه قانونی به دست وی رسیده است به اشتباه پیببرد.
تبصره 1 ماده مذکور تعبیر قاضی دیگر را شامل رئیس دیوان عالی کشور، دادستان کل کشور, رئیس حوزه قضایی یا هر قاضی دیگری که طبق مقررات قانونی پرونده تحت نظر او قرار گیرد، میداند.
البته مقصود از تعبیر «هر قاضی دیگری که طبق مقررات قانونی، پرونده تحت نظر او قرار میگیرد» قضاتی هستند که در سیر طبیعی پرونده، به آن دسترسی پیدا میکند که بهترین و رایجترین مصداق آن قضات اجرای احکام هستند.
جبران خسارات توسط دولت براثر اشتباه قاضی یک استثناء بر قاعده من اتلف مال الغیر فهو له ضامن میباشد و نباید آن را به موارد مشابه مسؤولیت تعمیم داد.
فقیه محقق، حجتالاسلام دکتر حشمدار (دام ظلّه)
سامانه پژوهشی فقهی و حقوقی
به آگاهی میرسد که شهروندان ایرانی داخل و خارج از کشور ـ اعم از عموم مردم، اندیشمندان، قضات، و وکلای گرامی ـ میتوانند پرسشهای فقهی و حقوقی خود را هر روز ساعت ۷ تا ۸ صبح بهصورت مستقیم و رایگان با حضرت استاد در میان گذارند.
شماره تماس مستقیم: ۰۹۱۲۱۹۰۰۵۰۰
حضرت استاد، به لطف الهی، آماده پاسخگویی به پرسشهای شما به چهار زبان فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسوی میباشند.
با عنایت به اصل 171 قانون اساسی و ماده 58 ق.م.ا. اشتباه قاضی ناشی از دو امر است:
1. اشتباه ناشی از تقصیر قاضی
چنانچه اشتباه ناشی از تقصیر یا عمد قاضی باشد، خود او ضامن خواهد بود.
مقصود از تقصیر شغلی قاضی عبارتست از ارتکاب عملی که قاضی از آن منع شده و
یا ترک کاری است که قاضی برای حفظ حقوق و آزادیهای طرفین دعوی ملزم به
رعایت آن بوده، ولی در نتیجه ارتکاب تقصیر، ضرر و زیان مادی یا معنوی متوجه
کسی شود. به موجب ماده 953 قانون مدنی تقصیر اعم از تعدی و تفریط بوده و
ماده 951 تعدی را تجاوز نمودن از حدود اذن یا متعارف تعریف کرده است. قضات
نیز مانند هر صنف دیگری در ایفای وظایف خویش تابع قوانین گوناگونی هستند و
در صورت تجاوز از آن قوانین، به هنگام رسیدگی به دعاوی و اصدار حکم و ایراد
خسارت؛ مقصر شناخته شده و در نتیجه مسئولیت قانونی متوجه آنان خواهد شد.
لذا حقوقدانان ایشان را کارمند استخدامی دولت محسوب و به موجب ماده 11
قانون مسئولیت مدنی مصوب 1339 ، در صورتی که به مناسبت انجام وظیفه، عمدا
یا در نتیجه بیاحتیاطی، خسارتی به اشخاص وارد نمایند، شخصا مسئول جبران
خسارت وارده میباشند.
لازم به ذکر است که ماده 336 قانون مجازات اسلامی در تفسیر تقصیر ناشی از
رانندگان در صورت تصادم، تقصیر را اعم از بیاحتیاطی، بی مبالاتی، عدم
مهارت، و عدم رعایت نظامات دولتی دانسته است.
2.اشتباه ناشی از سهو قاضی
آنگاه که قاضی شرایط تقصیر را نداشته و بدون سوءنیت و سهوا مرتکب اشتباه
شود، مسئولیتی متوجه او نخواهد بود و دولت باید خسارات حاصل از این اشتباه
را جبران نماید. از آنجا که قاضی قصد ایراد خسارت را نداشته و در صدد
انجام وظیفه بوده است، عدم مسئولیت وی امری منطقی است. اما به هر حال در
جهت حفظ وجهه دستگاه قضایی و اجرای عدالت، نبایست زیاندیده را به حال خود
رها نمود. چرا که قوه قضائیه به عنوان دستگاهی حاکمیتی، مسئولیت نهایی امر
قضا را برعهده دارد و ضمان متوجه او خواهد بود.
لذا جبران خسارت زیاندیده توسط دولت باید به عمل آید.
مصادیق اشتباه قاضی در قانون
به طور کلی مراد از اشتباه قاضی در ماده 58 ق.م.ا. ، عبارتست از تصور
امر خلاف از ناحیه دادرس نسبت به موضوع دعوی مطروحه در دادگاه یا در تشخیص
مرتکب جرم یا نسبت به درک حکم قانون و مقررارتی است که رعایت آنها برای
دادگاه لازم است و در نتیجه آن ضرر و زیان به کسی وارد شود.
با استفاده از ماده 58 ق.م.ا. اشتباه قاضی در دو مورد مصداق پیدا میکند:
الف. اشتباه قاضی در موضوع دعوی
به عنوان مثال از آنجا که در صحت عقد توافق و تعیین طرفین بر موضوع و نوع
معامله شرطی اساسی بوده و فقدان آن موجب بطلان عقد است. چنانچه طرفین در
دادگاه اقامه دعوی کرده و هر یک یک نوع عقد را مدعی شوند، و مدارکی ارائه
دهند و دادگاه بدون توجه به عدم توافق طرفین بر نوع معامله اقدام به صدور
حکم به ضرر یکی از طرفین نماید، مورد از مصادیق اشتباه قاضی در موضوع دعوی
بوده قابل انطباق بر ماده 58 ق.م.ا. میباشد.
ب. اشتباه قاضی در تطبیق حکم بر مورد خاص
در تحلیل دقیق از این نوع اشتباه، باید توجه داشت که این اشتباه ممکن است به دو صورت تحقق یابد:
1. قاضی از وجود قانون بی اطلاع باشد. به عنوان مثال از یکی از تبصرههای
قانون بودجه سالهای قبل بی اطلاع باشد. در این صورت جهل رافع مسئولیت وی
نبوده، مسئولیت مدنی او موجب ضمان قاضی میگردد. در حقیقت در این مورد قاضی
تقصیر داشته است.
2. ممکن است قاضی برداشت نادرستی از حکم قانون بر مورد خاص کند و به ضرر
کسی تمام شود. در صورت تقصیر شخص قاضی و در صورت سهو دولت مسئول خواهد بود.
خسارت ناشی از اشتباه قاضی
خسارت یا ضرر و زیان به معنای اعم عبارت است از « هر نوع صدمه به سلامت
یا حیات شخص که موجب از بین رفتن مال یا کسر ثروت و دارایی یا هتک حیثیت و
اعتبار یا از بین بردن منفعت مشروع اشخاص میشود» لازم به ذکر است که عمل
زیانبار در صورتی نیازمند جبران خسارت است که اولا ضرر و زیان مسلم باشد،
ثانیا مستقیم باشد، ثالثا نیابید جبران شده باشد و رابعا رابطه علیت میان
اشتباه قاضی و زیان حاصله احراز گردد.
با توجه به ماده 58 ق.م.ا. خسارت ناشی از اشتباه قاضی بر دو نوع است:
1. خسارت مادی: خسارت مادی قابل جبران ناظر به از بین رفتن مال یا کسر ثروت یا منفعت مشروعی است که در نتیجه اشتباه قاضی در تشخیص موضوع یا در تطبیق حکم بر مورد خاص حاصل خواهد شد. در این قبیل خسارات، دولت یا قاضی اقدام به پرداخت خسارت خواهد کرد.
2. خسارت معنوی: مانند ازبین رفتن آبرو، یا صدمات روحی که جنبه غیر مالی دارد. در این قبیل خسارات به سبب این غیر قابل ارزیابی مادی بوده و نمیتوان آنرا به پول تقویم کرد، برخی آن را غیر قابل جبران میدانند. هر چند برخی نیز بر پرداخت مالی به زیاندیده اصرار داشته، آن را موجب خشنودی وی دانسته و سبب کاهش تالمات وی میدانند. به طور کلی چنانچه در ماده 58 نیز اشاره شده است باید از زیاندیده اعاده حیثیت نمود.
اعاده حیثیت به موجب ماده 10 قانون مسئولیت مدنی، صورت میگیرد. بر اساس این ماده « هرگاه اهمیت زیان و نوع تقصیر ایجاب نماید، دادگاه میتواند در صورت اثبات تقصیر، علاوه بر صدور حکم به خسارت مالی، به رفع زیان از طریق دیگر از قبیل الزام به عذر خواهی و درج حکم در جراید و امثال آن اقدام نماید».
بندهای الف و ب ماده 235 ق.آ.د.ک. دو مقام را برای اعلام اشتباه صالح دانسته است:
2) قاضی دیگری که پرونده از راه قانونی به دست وی رسیده است به اشتباه پیببرد.
تبصره 1 ماده مذکور تعبیر قاضی دیگر را شامل رئیس دیوان عالی کشور، دادستان کل کشور, رئیس حوزه قضایی یا هر قاضی دیگری که طبق مقررات قانونی پرونده تحت نظر او قرار گیرد، میداند.
البته مقصود از تعبیر «هر قاضی دیگری که طبق مقررات قانونی، پرونده تحت نظر او قرار میگیرد» قضاتی هستند که در سیر طبیعی پرونده، به آن دسترسی پیدا میکند که بهترین و رایجترین مصداق آن قضات اجرای احکام هستند.
جبران خسارات توسط دولت براثر اشتباه قاضی یک استثناء بر قاعده من اتلف مال الغیر فهو له ضامن میباشد و نباید آن را به موارد مشابه مسؤولیت تعمیم داد.
فقیه محقق، حجتالاسلام دکتر حشمدار (دام ظلّه)
سامانه پژوهشی فقهی و حقوقی
به آگاهی میرسد که شهروندان ایرانی داخل و خارج از کشور ـ اعم از عموم مردم، اندیشمندان، قضات، و وکلای گرامی ـ میتوانند پرسشهای فقهی و حقوقی خود را هر روز ساعت ۷ تا ۸ صبح بهصورت مستقیم و رایگان با حضرت استاد در میان گذارند.
شماره تماس مستقیم: ۰۹۱۲۱۹۰۰۵۰۰
حضرت استاد، به لطف الهی، آماده پاسخگویی به پرسشهای شما به چهار زبان فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسوی میباشند.
سامانه مشاوره رایگان قضایی و حقوقی حجت الاسلام و المسلمین دکتر حشمدار